زیارت سوم امیرالمومنین حضرت امام علی (ع)

سید عبدالکریم بن طاووس از صفوان جمّال روایت کرده: چون با امام صادق (علیه‌السلام) در زمانی‌که نزد ابوجعفر دوانیقی می‌رفت وارد کوفه شدیم، فرمود: ای صفوان شتر را بخوابان که منطقه نزدیک قبر جدّم امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) است، پس پیاده شد و غسل کرد و جامه را تغییر داد و پای مبارک را برهنه کرد و فرمود: تو نیز چنین کن.

پس به سوی نجف روانه شدند و فرمود: گام‌ها را کوتاه بردار و سر را به زیر انداز که خدا برای تو به عدد هر گامی که بر می‌داری، صد هزار حسنه می‌نویسد و صد هزار گناه محو می‌کند و صد هزار درجه برایت بالا می‌برد و صدهزار حاجت از تو برمی‌آورد و برای تو ثواب هر صدیق و شهید که بوده باشد یا به قتل رسیده باشد، ثبت می‌کند.

پس حضرت می‌رفت و من نیز با آن حضرت می‌رفتم، با آرامش دل و تن و در تسبیح و تنزیه و تهلیل خدا بودیم تا به تلها رسیدیم، پس به جانب راست‌وچپ نظر کرد و به چوبی که در دست داشت خطی کشید و فرمود:
جستجو کن؛ جستجو کردم اثر قبری یافتم، پس اشک دیده به چهره مبارکش جاری شد و گفت: «إِنَّا لِلّٰهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ» و چنین ادامه داد:

السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْوَصِيُّ الْبَرُّ التَّقِيُّ، السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّبَأُ الْعَظِيمُ، السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الصِّدِّيقُ الرَّشِيدُ، السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْبَرُّ الزَّكِيُّ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَصِيَّ رَسُولِ رَبِّ الْعالَمِينَ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا خِيَرَةَ اللّٰهِ عَلَى الْخَلْقِ أَجْمَعِينَ، أَشْهَدُ أَنَّكَ حَبِيبُ اللّٰهِ وَخاصَّةُ اللّٰهِ وَخالِصَتُهُ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَلِيَّ اللّٰهِ، وَمَوْضِعَ سِرِّهِ، وَعَيْبَةَ عِلْمِهِ، وَخازِنَ وَحْيِهِ.

سلام بر تو ای جانشین نیکوکار با تقوا، سلام بر تو ای خبر بزرگ، سلام بر تو ای صدّیق رشید، سلام بر تو ای نیکوکار پاک، سلام بر تو ای جانشین رسول پروردگار جهانیان، سلام بر تو ای برگزیده خدا بر همه خلق، گواهی می‌دهم که تو محبوب و بنده خاص و خالص خدایی، سلام بر تو ای ولی خدا و جایگاه راز و گنجینه علم و خزانه‌دار وحی خدا.

پس خود را به قبر چسبانده و عرضه داشت:

بِأَبِي أَنْتَ وَأُمِّي يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ، بِأَبِي أَنْتَ وَأُمِّي يَا حُجَّةَ الْخِصامِ، بِأَبِي أَنْتَ وَأُمِّي يَا بَابَ الْمَقَامِ، بِأَبِي أَنْتَ وَأُمِّي يَا نُورَ اللّٰهِ التَّامَّ، أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ بَلَّغْتَ عَنِ اللّٰهِ وَعَنْ رَسُولِ اللّٰهِ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ مَا حُمِّلْتَ، وَرَعَيْتَ مَا اسْتُحْفِظْتَ، وَحَفِظْتَ مَا اسْتُودِعْتَ، وَحَلَّلْتَ حَلالَ اللّٰهِ، وَحَرَّمْتَ حَرامَ اللّٰهِ، وَأَقَمْتَ أَحْكامَ اللّٰهِ، وَلَمْ تَتَعَدَّ حُدُودَ اللّٰهِ، وَعَبَدْتَ اللّٰهَ مُخْلِصاً حَتَّىٰ أَتَاكَ الْيَقِينُ، صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْكَ وَعَلَى الْأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدِكَ.

پدر و مادرم فدایت ای امیرمؤمنان، پدر و مادرم فدایت ای حجّت قاطع بر دشمنان، پدر و مادرم فدایت ای دروازه مقام، پدر و مادرم فدایت ای نور کامل خدا، گواهی می‌دهم که تو آنچه را از خدا و رسول خدا (درود خدا بر او و خاندانش) بر عهده داشتی به طور کاملی رساندی و آنچه نگهداری‌اش از تو خواسته شده بود رعایت کردی و آنچه به تو سپرده شده بود حفظ نمودی و حلال خدا را حلال کردی و حرام خدا را حرام ساختی و احکام خدا را بپا داشتی و از حدود خدا تجاوز نکردی و خدا را خالصانه بندگی کردی تا مرگت فرا رسید، درود خدا بر تو و بر امامان بعد از تو.

آنگاه حضرت صادق (علیه‌السلام) برخاست و بالای سر آن حضرت چند رکعت نماز خواند و فرمود: ای صفوان هرکه به این زیارت، امیرمؤمنان را زیارت کند و این نماز را بجا آورد، به سوی اهلش بازگردد درحالی‌که گناهانش آمرزیده و عملش پذیرفته و پسندیده شده باشد و برای او ثواب هرکه از فرشتگان آن حضرت را زیارت کرده باشد نوشته شود.

صفوان با شگفتی گفت: ثواب هرکه از فرشتگان آن حضرت را زیارت کند؟! فرمود: آری در هر شبی هفتاد قبیله از فرشتگان آن حضرت را زیارت می‌کنند. پرسید: هر قبیله چه تعدادند؟ فرمود: صد هزار فرشته. پس آن حضرت رو به قبر به پشت بیرون آمدند و در اثنای بیرون آمدن گفتند:

يَا جَدَّاهُ يَا سَيِّداهُ يَا طَيِّباهُ يَا طاهِراهُ لَاجَعَلَهُ اللّٰهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْكَ، وَرَزَقَنِي الْعَوْدَ إِلَيْكَ، وَالْمَقامَ فِي حَرَمِكَ، وَالْكَوْنَ مَعَكَ وَمَعَ الْأَبْرارِ مِنْ وُلْدِكَ، صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْكَ وَعَلَى الْمَلائِكَةِ الْمُحْدِقِينَ بِكَ.

ای جدّم، ای آقایم، ای پاکیزه و پاکم، خدا این زیارت را آخرین زیارت من از تو قرار ندهد، بازگشت به سویت و ماندن در حرمت و بودن با حضرتت و با نیکان از فرزندانت را روزی من کند، درود خدا بر تو و بر فرشتگانی که تو را دربر گرفته‌اند.

صفوان گفت: به حضرت عرض کردم اجازه می‌دهید اصحاب خود را از اهل کوفه خبر کنم و این قبر را به ایشان نشان دهم؛ فرمود: آری و درهمی چند به من عطا کردند که قبر را با آن مرمّت و سر و سامان دهم.

زیارت امین الله

این زیارت که زیارت معروف به «امین‌الله» است، در نهایت اعتبار می‌باشد و در تمام کتاب‌های زیارتی و مصابیح نقل‌شده. علاّمه مجلسی (رحمة‌الله‌علیه) فرموده: این زیارت از جهت متن و سند از بهترین زیارات است و باید در تمام روضه‌های ائمه بر آن مواظبت نمایند.

درباره این زیارت به سندهای معتبر از جابر، از امام باقر (علیه‌السلام) روایت شده: حضرت امام زین‌العابدین (علیه‌السلام) به زیارت امیر‌المؤمنین (علیه‌السلام) آمد و در کنار قبر آن حضرت ایستاد و گریست و چنین گفت:

السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَمِينَ اللّٰهِ فِي أَرْضِهِ، وَحُجَّتَهُ عَلَىٰ عِبادِهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ، أَشْهَدُ أَنَّكَ جاهَدْتَ فِي اللّٰهِ حَقَّ جِهادِهِ، وَعَمِلْتَ بِكِتابِهِ، وَاتَّبَعْتَ سُنَنَ نَبِيِّهِ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ حَتّىٰ دَعاكَ اللّٰهُ إِلىٰ جِوارِهِ فَقَبَضَكَ إِلَيْهِ بِاخْتِيارِهِ، وَأَلْزَمَ أَعْداءَكَ الْحُجَّةَ مَعَ مَا لَكَ مِنَ الْحُجَجِ الْبالِغَةِ عَلَىٰ جَمِيعِ خَلْقِهِ .

سلام بر تو ای امین خدا بر روی زمینش و حجّت او بر بندگانش، سلام بر تو ای امیر مؤمنان [اگر این زیارت برای امام دیگر خوانده شود «السلام علیک یا امیرالمؤمنین» گفته نمی‌شود، نویسنده] گواهی می‌دهم که تو در راه خدا آن‌چنان‌که باید جهاد کردی و به کتابش عمل نمودی و روش‌های پیامبرش (درود خدا بر او و خاندانش) را پیروی کردی تا خدا تو را به جوارش خواند و با اختیارش تو را به سوی خود قبض روح نمود و دشمنانت را ملزم به دلیل کرد، با آنچه تو راست از دلیل‌های رسا بر همه مخلوقاتش.

اللّٰهُمَّ فَاجْعَلْ نَفْسِي مُطْمَئِنَّةً بِقَدَرِكَ، راضِيَةً بِقَضائِكَ، مُولَعَةً بِذِكْرِكَ وَدُعائِكَ، مُحِبَّةً لِصَفْوَةِ أَوْلِيائِكَ، مَحْبُوبَةً فِي أَرْضِكَ وَسَمائِكَ، صابِرَةً عَلَىٰ نُزُولِ بَلائِكَ، شاكِرَةً لِفَواضِلِ نَعْمائِكَ، ذاكِرَةً لِسَوابِغِ آلائِكَ ، مُشْتاقَةً إِلىٰ فَرْحَةِ لِقائِكَ، مُتَزَوِّدَةً التَّقْوىٰ لِيَوْمِ جَزائِكَ، مُسْتَنَّةً بِسُنَنِ أَوْلِيائِكَ، مُفارِقَةً لِأَخْلاقِ أَعْدائِكَ، مَشْغُولَةً عَنِ الدُّنْيا بِحَمْدِكَ وَثَنائِكَ.

خدایا قرار ده نفسم را آرام در برابر تقدیرت، خشنود به قضایت، حریص به ذکر و دعایت، عاشق به برگزیده دوستانت، محبوب در زمین و آسمانت، شکیبا بر نزول بلایت، سپاسگزار بر فزونی نعمت‌هایت، یادکنندۀ عطاهای کاملت، مشتاق به شادی لقایت، توشه برگیرنده تقوا برای روز پاداشت، پیرو روش‌های اولیایت، جداکننده (خویش) از اخلاق دشمنانت، غافل از دنیا به سپاس و ثنایت.

پس روى مبارک خود را بر قبر گذاشت و گفت:

اللّٰهُمَّ إِنَّ قُلُوبَ الْمُخْبِتِينَ إِلَيْكَ والِهَةٌ، وَسُبُلَ الرَّاغِبِينَ إِلَيْكَ شارِعَةٌ، وَأَعْلامَ الْقاصِدِينَ إِلَيْكَ واضِحَةٌ، وَأَفْئِدَةَ الْعارِفِينَ مِنْكَ فازِعَةٌ، وَأَصْواتَ الدَّاعِينَ إِلَيْكَ صاعِدَةٌ، وَأَبْوابَ الْإِجابَةِ لَهُمْ مُفَتَّحَةٌ، وَدَعْوَةَ مَنْ ناجاكَ مُسْتَجابَةٌ، وَتَوْبَةَ مَنْ أَنابَ إِلَيْكَ مَقْبُولَةٌ، وَعَبْرَةَ مَنْ بَكَىٰ مِنْ خَوْفِكَ مَرْحُومَةٌ، وَالْإِغاثَةَ لِمَنِ اسْتَغاثَ بِكَ مَوْجُودَةٌ ، وَالْإِعانَةَ لِمَنِ اسْتَعانَ بِكَ مَبْذُولَةٌ ،

خدایا دل‌های فروتنان، سرگردان به سوی توست و راه‌های مشتاقان به درگاهت نمایان است و نشانه‌های قاصدان کوی‌ات پیداست و دل‌های عارفان از تو هراسان است و صدای خوانندگان به سوی تو بلند است و درهای اجابت به رویشان گشوده و دعای آنکه با تو مناجات کرد مستجاب است و توبه‌ی کسی که به‌سوی تو بازگشت پذیرفته است و اشک کسی که از ترس تو گریه کرد مورد رحم است و فریادرسی برای کسی که از تو فریاد خواست آماده است و کمک برای کسی که از تو کمک خواست رایگان است،

وَعِداتِكَ لِعِبادِكَ مُنْجَزَةٌ، وَزَلَلَ مَنِ اسْتَقالَكَ مُقالَةٌ، وَأَعْمالَ الْعامِلِينَ لَدَيْكَ مَحْفُوظَةٌ، وَأَرْزاقَكَ إِلَى الْخَلائِقِ مِنْ لَدُنْكَ نازِلَةٌ، وَعَوائِدَ الْمَزِيدِ إِلَيْهِمْ واصِلَةٌ، وَذُنُوبَ الْمُسْتَغْفِرِينَ مَغْفُورَةٌ، وَحَوائِجَ خَلْقِكَ عِنْدَكَ مَقْضِيَّةٌ، وَجَوائِزَ السَّائِلِينَ عِنْدَكَ مُوَفَّرَةٌ، وَعَوائِدَ الْمَزِيدِ مُتَواتِرَةٌ، وَمَوائِدَ الْمُسْتَطْعِمِينَ مُعَدَّةٌ، وَمَناهِلَ الظِّماءِ [لَدَيْكَ] مُتْرَعَةٌ .

وعده‌هایت برای بندگانت وفا شده و لغزش آن‌که از تو پوزش خواست نادیده گرفته شده و اعمال عمل‌کنندگان نزد تو محفوظ است و روزی‌هایت از سوی تو به سوی مخلوقات فرود‌‌ آینده است و بهره‌های فزون به سویشان پیوسته است و گناهان آمرزش‌جویان آمرزیده است و حاجات مخلوقات نزد تو برآورده است و جایزه‌های خواستاران، پیش تو کامل شده است و بهره‌های افزون پیاپی است و سفره‌های خواهندگان طعام آماده و حوض‌های تشنگان لبریز است.

اللّٰهُمَّ فَاسْتَجِبْ دُعائِي، وَاقْبَلْ ثَنائِي، وَاجْمَعْ بَيْنِي وَبَيْنَ أَوْلِيائِي، بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَعَلِيٍّ وَفاطِمَةَ وَالْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ إِنَّكَ وَلِيُّ نَعْمائِي، وَمُنْتَهَىٰ مُنايَ، وَغايَةُ رَجائِي فِي مُنْقَلَبِي وَمَثْوَايَ.

خدایا دعایم را مستجاب کن و ستایشم را بپذیر و بین من و اولیایم جمع کن، به حق محمّد و علی و فاطمه و حسن و حسین، تو ولی‌نعمت و نهایت آرزو و هدف امید منی در بازگشتگاه و محل اقامتم.

در کتاب «کامل الزیارات» پس از متن زیارت این جملات آمده است:

أَنْتَ إِلٰهِي وَسَيِّدِي وَمَوْلايَ اغْفِرْ لِأَوْلِيائِنا، وَكُفَّ عَنَّا أَعْداءَنا، وَاشْغَلْهُمْ عَنْ أَذَانَا، وَأَظْهِرْ كَلِمَةَ الْحَقِّ وَاجْعَلْهَا الْعُلْيَا، وَأَدْحِضْ كَلِمَةَ الْبَاطِلِ وَاجْعَلْهَا السُّفْلىٰ إِنَّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ.

تو معبود و آقا و مولای منی، دوستانمان را بیامرز، دشمنانمان را از ما بازدار و از آزار ما منحرفشان گردان و کلمه حق را نمایان و آن را برتر کن و کلمه باطل را بی‌اعتبار و آن را پست‌تر قرار ده، تو بر هر کاری توانایی.

آنگاه امام باقر (علیه‌السلام) فرمود: هرکه از شیعیان ما این زیارت و دعا را در کنار قبر امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) یا نزد قبر یکی از ائمه (علیهم‌السلام) بخواند، البته حق‌تعالی این زیارت و دعای او را در نامه‌ای از نور بالا برد و مُهر حضرت محمّد (صلی‌الله‌علیه‌وآله) را بر آن بزند و به این صورت محفوظ باشد تا به قائم آل محمّد (عج) تسلیم کنند، پس صاحبش را به بشارت و درود و کرامت استقبال نماید ان‌شاء‌الله تعالی.

نویسنده گوید: این زیارت برجسته و برتر هم از زیارات کلی و عمومی به حساب می‌آید و هم از زیارات ویژۀ روز غدیر و هم از زیارات جامعه که در جمیع روضه‌های مقدسه ائمه خوانده می‌شود.

زیارت سر امام حسین (ع) نزد قبر امیرالمومنین (ع) و در مسجد حنانه

بدان که زیارت سر مطهّر حضرت سیدالشهدا (علیه‌السلام) کنار قبر امیرمؤمنان (علیه‌السلام) مستحب است و در کتاب «وسائل» و «مستدرک» فصلی برای آن رقم زده‌اند. در مستدرک از کتاب «مزار» محمّد بن مشهدی نقل کرده: که امام صادق (علیه‌السلام) سر مبارک امام حسین (علیه‌السلام) را نزد سر امیرمؤمنان زیارت کرد و چهار رکعت نماز خواند و آن زیارت این است:

السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ الصِّدِّيقَةِ الطَّاهِرَةِ سَيِّدةِ نِساءِ الْعالَمِينَ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلايَ يَا أَبا عَبْدِ اللّٰهِ وَرَحْمَةُ اللّٰهِ وَبَرَكاتُهُ، أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلاةَ، وَآتَيْتَ الزَّكاةَ، وَأَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ، وَنَهَيْتَ عَنِ الْمُنْكَرِ، وَتَلَوْتَ الْكِتابَ حَقَّ تِلاوَتِهِ، وَجاهَدْتَ فِي اللّٰهِ حَقَّ جِهادِهِ، وَصَبَرْتَ عَلَى الْأَذىٰ فِي جَنْبِهِ مُحْتَسِباً حَتَّىٰ أَتَاكَ الْيَقِينُ،

سلام بر تو ای پسر رسول خدا، سلام بر تو ای پسر امیرمؤمنان، سلام بر تو ای پسر صدیقه طاهره، سرور زنان جهانیان، سلام بر تو ای مولای من، ای اباعبدالله و رحمت و برکات خدا بر تو باد، گواهی می‌دهم که نماز را برپا داشتی و زکات را پرداختی و به معروف امر کردی و از زشتی نهی نمودی و قرآن را تلاوت کردی و حق تلاوتش را بجا آوردی و در راه خدا جهاد کردی و حق جهاد را ادا نمودی و در جنب خدا، بر آزار دشمنان صبر کردی، درحالی‌که عملت را به حساب حق گذاشتی تا مرگت فرا رسید

وَأَشْهَدُ أَنَّ الَّذِينَ خالَفُوكَ وَحارَبُوكَ، وَأَنَّ الَّذِينَ خَذَلُوكَ، وَالَّذِينَ قَتَلُوكَ مَلْعُونُونَ عَلَىٰ لِسانِ النَّبِيِّ الْأُمِّيِّ، وَ قَدْ خابَ مَنِ افْتَرىٰ، لَعَنَ اللّٰهُ الظَّالِمِينَ لَكُمْ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَالْآخِرِينَ وَضاعَفَ عَلَيْهِمُ الْعَذابَ الْأَلِيمَ، أَتَيْتُكَ يَا مَوْلايَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللّٰهِ زائِراً عارِفاً بِحَقِّكَ مُوالِياً لِأَوْلِيائِكَ مُعادِياً لِأَعْدائِكَ مُسْتَبْصِراً بِالْهُدَىٰ الَّذِي أَنْتَ عَلَيْهِ عارِفاً بِضَلالَةِ مَنْ خالَفَكَ فَاشْفَعْ لِي عِنْدَ رَبِّكَ.

و شهادت می‌دهم کسانی که با تو مخالفت ورزیدند و با تو جنگیدند و آنان‌که از یاری‌ات دریغ نمودند و آنان‌که تو را کشتند، بر زبان پیامبر امّی ملعون هستند و زیانکار شد کسی که افترا بست، خدا ستمکاران بر شما را از گذشتگان و آیندگان لعنت کند و عذاب دردناک را بر آنان دو چندان سازد، ای مولایم به محضرت آمدم ای پسر رسول خدا، در حال زیارت و عارف به حقّت، دوستدار دوستانت و دشمن دشمنانت می‌باشم، به هدایتی که بر آن هستی بینایم و به گمراهی کسانی که با تو مخالفت کردند آشنایم، پس مرا نزد پروردگارت شفاعت کن.

نویسنده گوید: اگر همین زیارت را در مسجد حنّانه بخوانند مناسب است، زیرا شیخ محمّد بن مشهدی روایت کرده: امام صادق (علیه‌السلام) امام حسین (علیه‌السلام) را در مسجد حنّانه به این صورت زیارت کرد و چهار رکعت نماز خواند.

پوشیده نماند که مسجد حنّانه از مساجد برجسته و ممتاز نجف اشرف است و در حدیث رسیده است که سر منوّر حضرت سید الشّهداء آنجاست و در روایتی است که امام صادق (علیه‌السلام) در آنجا دو رکعت نماز خواند. از آن حضرت پرسیدند: این چه نمازی است؟ فرمود: این محل سر مطهّر جدّم حسین بن علی است که وقتی لشگر از کربلا برگشتند، آن را در اینجا نهادند، سپس به نزد عبیدالله بن زیاد بردند و از آن حضرت روایت شده: در اینجا این دعا را بخوان:

اللّٰهُمَّ إِنَّكَ تَرىٰ مَكَانِي، وَتَسْمَعُ كَلامِي، وَلَا يَخْفىٰ عَلَيْكَ شَيْءٌ مِنْ أَمْرِي، وَكَيْفَ يَخْفىٰ عَلَيْكَ مَا أَنْتَ مُكَوِّنُهُ وَبارِئُهُ، وَقَدْ جِئْتُكَ مُسْتَشْفِعاً بِنَبِيِّكَ نَبِيِّ الرَّحْمَةِ، وَمُتَوَسِّلاً بِوَصِيِّ رَسُولِكَ، فَأَسْأَلُكَ بِهِما ثَباتَ الْقَدَمِ، وَالْهُدَىٰ وَالْمَغْفِرَةَ فِي الدُّنْيا وَالْآخِرَةِ.

خدایا جایم را می‌بینی و کلامم را می‌شنوی و چیزی از کارم بر تو پوشیده نیست و چگونه پوشیده بماند، آنچه تو ایجادکننده و پدیدآورنده‌اش هستی، اینک به پیشگاهت آمده‌ام، از پیامبرت پیامبر رحمت شفاعت می‌جویم و به جانشین رسولت متوسّل هستم، به حقّ آن دو پیشوا از تو درخواست ثبات قدم و هدایت و آمرزش در دنیا و آخرت را دارم.

دعاهای بعد از زیارت و نماز در نجف اشرف

سید ابن طاووس در کتاب «مزار» و نیز غیر او گفته‌اند: تا زمانی‌که در نجف هستی هر نمازی که به جا می‌آوری چه واجب و چه مستحب، بعد از آن این دعا را بخوان:

اللّٰهُمَّ لَابُدَّ مِنْ أَمْرِكَ، وَلَابُدَّ مِنْ قَدَرِكَ، وَلَابُدَّ مِنْ قَضَائِكَ، وَلَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلّا بِكَ. اللّٰهُمَّ فَمَا قَضَيْتَ عَلَيْنَا مِنْ قَضَاءٍ أَوْ قَدَّرْتَ عَلَيْنَا مِنْ قَدَرٍ فَأَعْطِنَا مَعَهُ صَبْراً يَقْهَرُهُ وَيَدْمَغُهُ، وَاجْعَلْهُ لَنا صَاعِداً فِي رِضْوانِكَ، يُنْمَِيٰ فِي حَسَناتِنا وَتَفْضِيلِنا وَسُؤْدَدِنا وَشَرَفِنا وَمَجْدِنا وَنَعْمائِنا وَكَرامَتِنَا فِي الدُّنْيا وَالْآخِرَةِ، وَلَا تَنْقُصْ مِنْ حَسَناتِنا.

خدایا از دستورت و تقدیرت و قضایت چاره‌ای نیست و هیچ نیرو و توان جز به خدای بلندمرتبۀ بزرگ نیست؛ پس آنچه بر ما از قضایی که حتم کردی یا از تقدیری که مقدّر نمودی، همراه آن به ما صبری عطا کن که بر آن چیره شود و آن را درهم کوبد و آن شکیبایی را برای ما، نردبانی به سوی خوشنودی و لطفت قرار ده که افزوده شود در حسنات ما و برتری و آقایی و شرف و بزرگواری و نعمت‌ها و کرامت ما در دنیا و آخرت و از حسنات ما کم نکن.

اللّٰهُمَّ وَمَا أَعْطَيْتَنا مِنْ عَطاءٍ، أَوْ فَضَّلْتَنا بِهِ مِنْ فَضِيلَةٍ، أَوْ أَكْرَمْتَنا بِهِ مِنْ كَرامَةٍ فَأَعْطِنا مَعَهُ شُكْراً يَقْهَرُهُ وَيَدْمَغُهُ، وَاجْعَلْهُ لَنا صاعِداً فِي رِضْوانِكَ وَفِي حَسَناتِنا وَسُؤْدَدِنا وَشَرَفِنا وَنَعْمائِكَ وَكَرامَتِكَ فِي الدُّنْيا وَالْآخِرَةِ وَلَا تَجْعَلْهُ لَنا أَشَراً وَلَا بَطَراً وَلَا فِتْنَةً وَلَا مَقْتاً وَلَا عَذاباً وَلَا خِزْياً فِي الدُّنْيا وَالْآخِرَةِ؛

خدایا آنچه به ما از عطایی که عطا کردی و از فضیلتی که لطف فرمودی، یا از کرامتی که کرم کردی، به همراه آن شکری مرحمت فرما که بر آن چیره شود و آن را فرو گیرد و آن شکر را برای ما، بالارونده در رضوانت و بالابرنده در حسنات و آقایی و شرف و نعمت‌ها و کرامتت در دنیا و آخرت قرار ده و آن را برای ما نقطه کبر و طغیان و فتنه و کینه‌توزی و عذاب و رسوایی در دنیا و آخرت قرار مده؛

اللّٰهُمَّ إِنَّا نَعُوذُ بِكَ مِنْ عَثْرَةِ اللِّسَانِ، وَسُوءِ الْمَقامِ، وَخِفَّةِ الْمِيزانِ . اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَلَقِّنا حَسَناتِنا فِي الْمَماتِ، وَلَا تُرِنا أَعْمالَنا حَسَراتٍ، وَلَا تُخْزِنا عِنْدَ قَضائِكَ، وَلَا تَفْضَحْنا بِسَيِّئاتِنا يَوْمَ نَلْقاكَ، وَاجْعَلْ قُلُوبَنَا تَذْكُرُكَ وَلَا تَنْسَاكَ، وَتَخْشَاكَ كَأَ نَّها تَراكَ حَتَّىٰ نَلْقاكَ، وَصَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَبَدِّلْ سَيِّئاتِنَا حَسَنَاتٍ، وَاجْعَلْ حَسَناتِنَا دَرَجَاتٍ، وَاجْعَلْ دَرَجاتِنا غُرُفاتٍ، وَاجْعَلْ غُرُفاتِنا عَالِياتٍ؛

خدایا به تو پناه می‌آوریم از لغزش زبان و بدی جایگاه و سبکی میزان اعمال. خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و نیکی‌های ما را در مردن به ما برسان و اعمالمان را به ما مایه پشیمانی نشان مده و هنگام داوری ما را شرمسار مکن و به بدی‌هایمان رسوا مساز، در آن روزی که با تو ملاقات می‌کنیم، دل‌های ما را طوری قرار ده که یادت کند و فراموشت ننماید و از تو بهراسد، آن‌چنان‌که گویی تو را می‌بیند، آن هم تا زمانی که تو را ملاقات کنیم و بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و بدی‌های ما را تبدیل به خوبی‌ها کن و خوبی‌های ما را درجات و درجات ما را غرفه‌های بهشتی و غرفه‌های ما را بلندمرتبه گردان؛

اللّٰهُمَّ وَأَوْسِعْ لِفَقِيرِنا مِنْ سَعَةِ مَا قَضَيْتَ عَلَىٰ نَفْسِكَ . اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَمُنَّ عَلَيْنا بِالْهُدَىٰ مَا أَبْقيْتَنا، وَالْكَرامَةِ مَا أَحْيَيْتَنا، وَالْكَرامَةِ إِذا تَوَفَّيْتَنا، وَالْحِفْظِ فِيما بَقِيَ مِنْ عُمُرِنا، وَالْبَرَكَةِ فِيما رَزَقْتَنا، وَالْعَوْنِ عَلَىٰ مَا حَمَّلْتَنا، وَالثَّباتِ عَلَىٰ مَا طَوَّقْتَنا، وَلَا تُؤاخِذْنا بِظُلْمِنا، وَلَا تُقايِسْنا بِجَهْلِنا، وَلَا تَسْتَدْرِجْنا بِخَطَايَانا، وَاجْعَلْ أَحْسَنَ مَا نَقُولُ ثابِتاً فِي قُلُوبِنا، وَاجْعَلْنا عُظَماءَ عِنْدَكَ، وَأَذِلَّةً فِي أَنْفُسِنا، وَانْفَعْنا بِما عَلَّمْتَنا، وَزِدْنا عِلْماً نافِعاً، وَأَعُوذُ بِكَ مِنْ قَلْبٍ لَايَخْشَعُ، وَمِنْ عَيْنٍ لَاتَدْمَعُ، وَمِنْ صَلاةٍ لَاتُقْبَلُ، أَجِرْنا مِنْ سُوءِ الْفِتَنِ يَا وَلِيَّ الدُّنْيا وَالْآخِرَةِ.

خدایا به تهیدستانمان وسعت ده، از وسعتی که بر خود حتم کردی. خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و بر ما به هدایت منّت گذار تا باقی‌مان داری و به کرامت تا زنده‌مان داری و باز به کرامت [و آمرزش] زمانی که ما را بمیرانی و به نگهداری در آنچه از عمرمان مانده و برکت در آنچه روزی نمودی و کمک به آنچه تکلیفمان فرمودی و به پا برجایی به آنچه به عهده ما قرار دادی و ما را به ستممان مؤاخذه مکن و به نادانی‌مان مقایسه منما و به خطاهایمان غافلگیر مکن و بهترین چیزی که می‌گوییم در دل‌هایمان ثابت گردان و ما را در پیشگاهت با عظمت و در نزد خودمان خوار قرار ده و از آنچه به ما آموختی سودمان بخش و به ما دانش با منفعت بیفزا و به تو پناه می‌آورم از دلی که رام نگردد و از چشمی که اشک نریزد و از نمازی که پذیرفته نشود، ما را از بدی آشوب‌ها پناه ده، ای سرپرست دنیا و آخرت.

سید در کتاب «مصباح الزائر» فرموده است: دعای دیگری که مستحب است به دنبال نماز زیارت امیرمؤمنان خوانده شود این دعاست:

«یَا اللّٰهُ یَا اللّٰهُ یَا اللّٰهُ، یَا مُجِیبَ دَعْوَةِ الْمُضْطَرِّینَ ...» تا آخر.

این دعا همان دعای صفوان است که به «دعای علقمه» معروف شده و در ذیل زیارت عاشورا ان‌شاء‌الله خواهد آمد.

قطعه ای از قصیده ازریه

نویسنده گوید: چون به هنگام دیدن بارگاه نورانی، حال نشاط و شوقی به زائر دست می‌دهد، به‌طوری‌که میل دارد در آن وقت، همه توجّه خود را به آن حضرت متوجّه و به هر زبان و بیانی که بتواند، مدح و ثنای آن بزرگوار را بگوید، به خصوص اگر زائر از اهل علم و کمال باشد، علاقه دارد اگر شعر بلیغی در نظر داشته باشد، در چنان حالی زبانش، به آن شعر گویا شود.
به این سبب، به خاطرم رسید که قسمتی از قصیده «هاییه اَزریه» را که مناسب این مقام است ذکر کنم تا هر که خواست آن را زمزمه کند، امید واثق که سلامی از سوی صاحب این کارنامه سیاه به صاحب بارگاه روشن و سپید دهد و از دعای خیر فراموشم نفرماید و اشعار این است:

أَيُّهَا الرَّاكِبُ الْمُجِدُّ رُوَيْدا

بِقُلُوبٍ تَقَلَّبَتْ فِي جَوَاهَا

ای سوار تندرو مهلت بده

به دل‌هایی که در سوزشان زیرورو شوند

إِنْ تَرَاءَتْ أَرْضُ الْغَرِيَّيْنِ فَاخْضَعْ

وَ اخْلَعِ النَّعْلَ دُونَ وَادِي طُوَاهَا

اگر سرزمین نجف نمایان شد فروتنی کن

و کفش را بیرون دروازه شهرش بیرون آور

وَ إِذَا شِمْتَ قُبَّةَ الْعَالَمِ

الْأَعْلَى وَ أَنْوَارُ رَبِّهَا تَغْشَاهَا

چون دیده‌ات به گنبد عالم

اعلى افتاد، که انوار پروردگارش پوشانده

فَتَوَاضَعْ فَثَمَّ دَارَةُ قُدْسٍ

تَتَمَنَّى الْأَفْلاكُ لَثْمَ ثَرَاهَا

پس فروتنى کن که آنجا خانه قدس است

که افلاک بوسیدن خاکش را آرزو کنند

قُلْ لَهُ وَ الدُّمُوعُ سَفْحُ عَقِيقٍ

وَ الْحَشَا تَصْطَلِي بِنَارِ غَضَاهَا

به او بگو درحالی‌که اشک‌ها چون عقیق سرخ ریزان است

و درون به آتش فروزانش می‌سوزد

يَا بْنَ عَمِّ النَّبِيِّ أَنْتَ يَدُ اللَّهِ

الَّتِي عَمَّ كُلَّ شَيْ ءٍ نَدَاهَا

اى پسر عمّ پیامبر تو دست خدایى

که نم سخایش همه چیز را فراگرفته

أَنْتَ قُرْآنُهُ الْقَدِيمُ وَ أَوْصَا

فُكَ آيَاتُهُ الَّتِي أَوْحَاهَا

تویى قرآن قدیم و صفات تو

آیه‌های آن است که وحى کرد

خَصَّكَ اللَّهُ فِي مَآثِرَ شَتَّى

هِيَ مِثْلُ الْأَعْدَادِ لا تَتَنَاهَى

خدا تو را به افتخارات گوناگونى اختصاص داد

که آن‌ها مانند اعداد بی‌پایان است

لَيْتَ عَيْناً بِغَيْرِ رَوْضِكَ تَرْعىٰ‌

قَذِيَتْ وَ اسْتَمَرَّ فِيهَا قَذَاهَا

اى کاش دیده‌ای که در غیر گلستان تو بچرد

پر از خاشاک گردد و خاشاک در آن بماند

أَنْتَ بَعْدَ النَّبِيِّ خَيْرُ الْبَرَايَا

وَ السَّمَا خَيْرُ مَا بِهَا قَمَرَاهَا

تو پس از پیامبر بهترین آفریده‌هائی

و آسمان بهتر چیزى که در آن است مهروماه است

لَكَ ذَاتٌ كَذَاتِهِ حَيْثُ لَوْ لا

أَنَّهَا مِثْلُهَا لَمَا آخَاهَا

براى تو ذاتى چون ذات پیامبر است و اگر نبود

تو را به برادرى خود نمی‌گرفت

قَدْ تَرَاضَعْتُمَا بِثَدْيِ وِصَالٍ

كانَ مِنْ جَوْهَرِ التَّجَلِّي غِذاها

هر دو از پستان وصال شیر نوشیده‌اید

که غذاى آن از گوهر تجلّى بود

يَا أَخَا الْمُصْطَفَى لَدَيَّ ذُنُوبٌ

هِيَ عَيْنُ الْقَذَا وَ أَنْتَ جَلاهَا

اى برادر پیامبر نزد من گناهانى است

که چون چشم خاشاک دار است و تو جلاى آنى

لَكَ فِي مُرْتَقَى الْعُلَى وَ الْمَعَالِي

دَرَجَاتٌ لا يُرْتَقَى أَدْنَاهَا

تو را در نردبان شأن و شرافت

مقاماتى است که از پایین‌ترین آن نتوان بالا رفت

لَكَ نَفْسٌ مِنْ مَعْدِنِ اللُّطْفِ صِيغَتْ

جَعَلَ اللَّهُ كُلَّ نَفْسٍ فِدَاهَا

تو را جانى است که از معدن لطف ریخته شده

خدا تمام جان‌ها را فدای آن گرداند

زیارت اول امیرالمومنین حضرت امام علی (ع)

زیارتى است که شیخ مفید و شهید و سیّد ابن طاووس و دیگران ذکر کرده‌اند و کیفیت آن به این صورت است:
هرگاه اراده زیارت کنى غسل کن و دو جامه‌ی پاک بپوش و به چیزى از بوى خوش خود را خوشبو کن و اگر بوى خوش نیافتى مانعى ندارد، چون از خانه بیرون آمدى بگو:

اللّٰهُمَّ إِنِّي خَرَجْتُ مِنْ مَنْزِلِي أَبْغِي فَضْلَكَ وَأَزُورُ وَصِيَّ نَبِيِّكَ صَلَواتُكَ عَلَيْهِما . اللّٰهُمَّ فَيَسِّرْ ذٰلِكَ لِي وَسَبِّبِ الْمَزارَ لَهُ، وَاخْلُفْنِي فِي عاقِبَتِي وَحُزانَتِي بِأَحْسَنِ الْخِلافَةِ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.

خدایا از خانه‌ام بیرون آمدم، جویای احسان تو هستم، جانشین پیامبرت (درود تو بر آن دو) را زیارت می‌کنم. خدایا این زیارت را برایم آسان کن و سببش را برایم فراهم آر و مرا نسبت به سرانجامم و غمخوارانم جانشین باش به نیکوترین جانشینی، ای مهربان‌ترین مهربانان.

پس روانه شو، درحالی‌که زبانت گویا باشد به ذکر: «الْحَمْدُ لِلّٰهِ» و «سُبْحانَ اللّٰهِ» و «لَا إِلٰهَ إِلّااللّٰهُ»

و چون به حدود کوفه [جایی که در گذشته محل خندق شهر بوده است] رسیدی بایست و بگو:

اللّٰهُ أَكْبَرُ، اللّٰهُ أَكْبَرُ أَهْلُ‌َ الْكِبْرِياءِ وَالْمَجْدِ وَالْعَظَمَةِ، اللّٰهُ أَكْبَرُ أَهْلُ‌َ التَّكْبِيرِ وَالتَّقْدِيسِ وَالتَّسْبِيحِ وَالْآلاءِ، اللّٰهُ أَكْبَرُ مِمَّا أَخَافُ وَأَحْذَرُ، اللّٰهُ أَكْبَرُ عِمَادِي وَعَلَيْهِ أَتَوَكَّلُ، اللّٰهُ أَكْبَرُ رَجَائِي وَ إِلَيْهِ أُنِيبُ .

خدا بزرگ‌تر است از این که وصف شود، خدا بزرگ‌تر است از این که وصف شود، شایسته کبریایی و بزرگواری و عظمت است، خدا بزرگ‌تر است از این که وصف شود، شایسته بزرگ شمردن و پاکی و تسبیح و نعمت‌هاست، خدا بزرگ‌تر است از آنچه می‌ترسم و پرهیز می‌کنم، خدا بزرگ‌تر است، تکیه‌گاه من است و بر او توکل می‌کنم، خدا بزرگ‌تر است، امید من است و به سوی او باز می‌گردم.

اللّٰهُمَّ أَنْتَ وَلِيُّ نِعْمَتِي، وَالْقادِرُ عَلَىٰ طَلِبَتِي، تَعْلَمُ حاجَتِي وَمَا تُضْمِرُهُ هَواجِسُ الصُّدُورِ وَخَواطِرُ النُّفُوسِ، فَأَسْأَلُكَ بِمُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى الَّذِي قَطَعْتَ بِهِ حُجَجَ الْمُحْتَجِّينَ وَعُذْرَ الْمُعْتَذِرِينَ وَجَعَلْتَهُ رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ أَنْ لَاتَحْرِمَنِي ثَوابَ زِيارَةِ وَ لِيِّكَ وَأَخِي نَبِيِّكَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَقَصْدَهُ، وَتَجْعَلَنِي مِنْ وَفْدِهِ الصَّالِحِينَ، وَشِيعَتِهِ الْمُتَّقِينَ، بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.

خدایا تو ولی‌نعمت منی و بر انجام خواسته‌ام توانایی، حاجتم و آنچه را دغدغه‌های سینه‌ها و خاطرات نفوس پنهان می‌کند می‌دانی، خدایا از تو می‌خواهم به حق محمّد مصطفی که به وسیله او حجّت‌های حجّت‌تراشان و عذر عذرخواهان را بریدی و او را رحمت برای جهانیان قرار دادی که محرومم نکنی از ثواب زیارت ولی‌ات و برادر پیامبرت امیرالمؤمنین و توجه به سویش و مرا از واردان شایسته و شیعیان پرهیزگارش قرار دهی، به مهربانی‌ات، ای مهربان‌ترین مهربانان.

چون قبر شریف آن حضرت برایت آشکار شود، چنین بگو:

الْحَمْدُ لِلّٰهِ عَلَىٰ مَا اخْتَصَّنِي بِهِ مِنْ طِيبِ الْمَوْ لِدِ، وَاسْتَخْلَصَنِي إِكْراماً بِهِ مِنْ مُوَالاةِ الْأَبْرارِ السَّفَرَةِ الْأَطْهارِ، وَالْخِيَرَةِ الْأَعْلامِ . اللّٰهُمَّ فَتَقَبَّلْ سَعْيِي إِلَيْكَ، وَتَضَرُّعِي بَيْنَ يَدَيْكَ، وَاغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي لَاتَخْفَىٰ عَلَيْكَ، إِنَّكَ أَنْتَ اللّٰهُ الْمَلِكُ الْغَفّارُ.

خدا را سپاس که مرا به پاکی ولادت اختصاص داد و مرا از روی بزرگ‌منشی و بخشندگی، به دوستی نیکان و سفیران پاک و بهترین نشانه‌های حق برگزید. خدایا کوششم را به درگاهت و زاری‌ام را به پیشگاهت بپذیر و گناهانم را که بر تو پوشیده نیست بیامرز که تویی خدای فرمانروا و بسیار آمرزش پیشه.

قطعه‌ای از قصیده ازریه:

نویسنده گوید: چون به هنگام دیدن بارگاه نورانی، حال نشاط و شوقی به زائر دست می‌دهد، به‌طوری‌که میل دارد در آن وقت، همه توجّه خود را به آن حضرت متوجّه و به هر زبان و بیانی که بتواند، مدح و ثنای آن بزرگوار را بگوید، به خصوص اگر زائر از اهل علم و کمال باشد، علاقه دارد اگر شعر بلیغی در نظر داشته باشد، در چنان حالی زبانش، به آن شعر گویا شود.
به این سبب، به خاطرم رسید که قسمتی از قصیده «هاییه اَزریه»را که مناسب این مقام است ذکر کنم تا هر که خواست آن را زمزمه کند، امید واثق که سلامی از سوی صاحب این کارنامه سیاه به صاحب بارگاه روشن و سپید دهد و از دعای خیر فراموشم نفرماید و اشعار این است:

أَيُّهَا الرَّاكِبُ الْمُجِدُّ رُوَيْدا

بِقُلُوبٍ تَقَلَّبَتْ فِي جَوَاهَا

ای سوار تندرو مهلت بده

به دل‌هایی که در سوزشان زیرورو شوند

إِنْ تَرَاءَتْ أَرْضُ الْغَرِيَّيْنِ فَاخْضَعْ

وَ اخْلَعِ النَّعْلَ دُونَ وَادِي طُوَاهَا

اگر سرزمین نجف نمایان شد فروتنی کن

و کفش را بیرون دروازه شهرش بیرون آور

وَ إِذَا شِمْتَ قُبَّةَ الْعَالَمِ

الْأَعْلَى وَ أَنْوَارُ رَبِّهَا تَغْشَاهَا

چون دیده‌ات به گنبد عالم

اعلى افتاد، که انوار پروردگارش پوشانده

فَتَوَاضَعْ فَثَمَّ دَارَةُ قُدْسٍ

تَتَمَنَّى الْأَفْلاكُ لَثْمَ ثَرَاهَا

پس فروتنى کن که آنجا خانه قدس است

که افلاک بوسیدن خاکش را آرزو کنند

قُلْ لَهُ وَ الدُّمُوعُ سَفْحُ عَقِيقٍ

وَ الْحَشَا تَصْطَلِي بِنَارِ غَضَاهَا

به او بگو درحالی‌که اشک‌ها چون عقیق سرخ ریزان است

و درون به آتش فروزانش می‌سوزد

يَا بْنَ عَمِّ النَّبِيِّ أَنْتَ يَدُ اللَّهِ

الَّتِي عَمَّ كُلَّ شَيْ ءٍ نَدَاهَا

اى پسر عمّ پیامبر تو دست خدایى

که نم سخایش همه چیز را فراگرفته

أَنْتَ قُرْآنُهُ الْقَدِيمُ وَ أَوْصَا

فُكَ آيَاتُهُ الَّتِي أَوْحَاهَا

تویى قرآن قدیم و صفات تو

آیه‌های آن است که وحى کرد

خَصَّكَ اللَّهُ فِي مَآثِرَ شَتَّى

هِيَ مِثْلُ الْأَعْدَادِ لا تَتَنَاهَى

خدا تو را به افتخارات گوناگونى اختصاص داد

که آن‌ها مانند اعداد بی‌پایان است

لَيْتَ عَيْناً بِغَيْرِ رَوْضِكَ تَرْعىٰ‌

قَذِيَتْ وَ اسْتَمَرَّ فِيهَا قَذَاهَا

اى کاش دیده‌ای که در غیر گلستان تو بچرد

پر از خاشاک گردد و خاشاک در آن بماند

أَنْتَ بَعْدَ النَّبِيِّ خَيْرُ الْبَرَايَا

وَ السَّمَا خَيْرُ مَا بِهَا قَمَرَاهَا

تو پس از پیامبر بهترین آفریده‌هائی

و آسمان بهتر چیزى که در آن است مهروماه است

لَكَ ذَاتٌ كَذَاتِهِ حَيْثُ لَوْ لا

أَنَّهَا مِثْلُهَا لَمَا آخَاهَا

براى تو ذاتى چون ذات پیامبر است و اگر نبود

تو را به برادرى خود نمی‌گرفت

قَدْ تَرَاضَعْتُمَا بِثَدْيِ وِصَالٍ

كانَ مِنْ جَوْهَرِ التَّجَلِّي غِذاها

هر دو از پستان وصال شیر نوشیده‌اید

که غذاى آن از گوهر تجلّى بود

يَا أَخَا الْمُصْطَفَى لَدَيَّ ذُنُوبٌ

هِيَ عَيْنُ الْقَذَا وَ أَنْتَ جَلاهَا

اى برادر پیامبر نزد من گناهانى است

که چون چشم خاشاک دار است و تو جلاى آنى

لَكَ فِي مُرْتَقَى الْعُلَى وَ الْمَعَالِي

دَرَجَاتٌ لا يُرْتَقَى أَدْنَاهَا

تو را در نردبان شأن و شرافت

مقاماتى است که از پایین‌ترین آن نتوان بالا رفت

لَكَ نَفْسٌ مِنْ مَعْدِنِ اللُّطْفِ صِيغَتْ

جَعَلَ اللَّهُ كُلَّ نَفْسٍ فِدَاهَا

تو را جانى است که از معدن لطف ریخته شده

خدا تمام جان‌ها را فدای آن گرداند

چون به دروازه نجف برسى بگو:

﴿اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِي هَدٰانٰا لِهٰذٰا وَ مٰا كُنّٰا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لاٰ أَنْ هَدٰانَا اللّٰهُ﴾، الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِي سَيَّرَنِي فِي بِلادِهِ، وَحَمَلَنِي عَلَىٰ دَوابِّهِ، وَطَوىٰ لِيَ الْبَعِيدَ، وَصَرَفَ عَنِّي الْمَحْذُورَ، وَدَفَعَ عَنِّي الْمَكْرُوهَ، حَتَّىٰ أَقْدَمَنِي حَرَمَ أَخِي رَسُولِهِ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ.

«همۀ ستایش‌ها ویژۀ خداست که ما را به این [سعادت اَبدی] هدایت کرد و اگر خداوند ما را هدایت نمی‌کرد راه را نمی‌یافتیم»، خدای را سپاس که مرا در شهرهای خود حرکت داد و بر مرکب‌هایش سوار کرد و دور را برایم نزدیک ساخت و خطر را از من برگرداند و ناخوشایند را از من دور کرد تا مرا در حرم برادر رسولش (درود خدا بر او و خاندانش) وارد نمود.

پس داخل شهر شو و بگو:

الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِي أَدْخَلَنِي هٰذِهِ الْبُقْعَةَ الْمُبارَكَةَ الَّتِي بارَكَ اللّٰهُ فِيها وَاخْتارَها لِوَصِيِّ نَبِيِّهِ، اللّٰهُمَّ فَاجْعَلْها شاهِدَةً لِي.

خدا را سپاس که مرا وارد کرد به این بقعه مبارکه‌ای که خدا در آن برکت قرار داد و آنجا را برای جانشین پیامبرش اختیار نمود، خدا آن را گواه من قرار ده.

چون به درگاه اول برسى بگو:

اللّٰهُمَّ لِبابِكَ وَقَفْتُ، وَبِفِنائِكَ نَزَلْتُ، وَبِحَبْلِكَ اعْتَصَمْتُ، وَ لِرَحْمَتِكَ تَعَرَّضْتُ، وَبِوَلِيِّكَ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ تَوَسَّلْتُ، فَاجْعَلْها زِيارَةً مَقْبُولَةً، وَدُعَاءً مُسْتَجاباً.

خدایا به در خانه‌ات ایستادم و به درگاهت فرود آمدم و به رشته‌ات چنگ زدم و متعرّض رحمتت شدم و به ولی‌ات متوسّل شدم، آن را زیارتی پذیرفته و دعایی مستجاب قرار ده.

چون به در صحن رسیدى بگو:

اللّٰهُمَّ إِنَّ هٰذَا الْحَرَمَ حَرَمُكَ، وَالْمَقامَ مَقامُكَ، وَأَنَا أَدْخُلُ إِلَيْهِ أُناجِيكَ بِمَا أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنِّي وَمِنْ سِرِّي وَنَجْوايَ، الْحَمْدُ لِلّٰهِ الْحَنَّانِ الْمَنَّانِ الْمُتَطَوِّلِ الَّذِي مِنْ تَطَوُّلِهِ سَهَّلَ لِي زِيارَةَ مَوْلايَ بِإِحْسانِهِ، وَلَمْ يَجْعَلْنِي عَنْ زِيارَتِهِ مَمْنُوعاً، وَلَا عَنْ وِلايَتِهِ مَدْفُوعاً، بَلْ تَطَوَّلَ وَمَنَحَ . اللّٰهُمَّ كَمَا مَنَنْتَ عَلَيَّ بِمَعْرِفَتِهِ فَاجْعَلْنِي مِنْ شِيعَتِهِ، وَأَدْخِلْنِي الْجَنَّةَ بِشَفاعَتِهِ، يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.

خدایا این حرم، حرم توست و مقام، مقام توست و من وارد آن می‌شوم و با تو مناجات می‌کنم، به آنچه تو به آن از من داناتری و از نهان و راز من آگاه‌تری، خدای را سپاس، خدای مهرورز و نعمت‌بخش و کرم‌کننده که از کرم اوست که زیارت مولایم را به احسانش برای من هموار ساخت و از زیارتش مرا ممنوع نکرد و از ولایتش برکنار ننمود، بلکه کرم و احسان کرد. خدایا چنان‌که به معرفتش بر من منّت نهادی پس مرا از پیروانش قرار ده و به شفاعتش وارد بهشت کن، ای مهربان‌ترین مهربانان.

آنگاه داخل صحن شو و بگو:

الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِي أَكْرَمَنِي بِمَعْرِفَتِهِ وَمَعْرِفَةِ رَسُولِهِ وَمَنْ فَرَضَ عَلَيَّ طاعَتَهُ رَحْمَةً مِنْهُ لِي، وَتَطَوُّلاً مِنْهُ عَلَيَّ، وَمَنَّ عَلَيَّ بِالْإِيْمانِ، الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِي أَدْخَلَنِي حَرَمَ أَخِي رَسُولِهِ وَأَرانِيهِ فِي عافِيَةٍ، الْحَمْدُلِلّٰهِ الَّذِي جَعَلَنِي مِنْ زُوّارِ قَبْرِ وَصِيِّ رَسُولِهِ، أَشْهَدُ أَنْ لَاإِلٰهَ إِلّا اللّٰهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ، وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ جاءَ بِالْحَقِّ مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ، وَأَشْهَدُ أَنَّ عَلِيّاً عَبْدُ اللّٰهِ وَأَخُو رَسُولِ اللّٰهِ، اللّٰهُ أَكْبَرُ اللّٰهُ أَكْبَرُ اللّٰهُ أَكْبَرُ، لَاإِلٰهَ إِلّا اللّٰهُ وَاللّٰهُ أَكْبَرُ، وَالْحَمْدُ لِلّٰهِ عَلَىٰ هِدايَتِهِ وَتَوْفِيقِهِ لِما دَعا إِلَيْهِ مِنْ سَبِيلِهِ.

خدای را سپاس که مرا به معرفتش و معرفت رسولش و آنکه طاعتش را بر من واجب کرد گرامی داشت و این از باب رحمت و بخشش او به من بود و به ایمان بر من منّت نهاد، خدای را سپاس که مرا به حرم برادر رسولش وارد کرد و آن را در حال سلامت کامل به من نشان داد، خدای را سپاس که مرا از زیارت‌کنندگان قبر جانشین رسولش قرار داد، گواهی می‌دهم که معبودی جز خدا نیست، یگانه و بی‌شریک است و گواهی می‌دهم که محمّد بنده و فرستاده اوست که حق را از نزد خدا آورده و گواهی می‌دهم که علی بنده خدا و برادر رسول خدا است، خدا بزرگ‌تر است، خدا بزرگ‌تر است، خدا بزرگ‌تر است، معبودی جز خدا نیست و خدا بزرگ‌تر است و سپاس خدای را بر راهنمایی‌اش و توفیقش به آنچه از راهش به سوی آن فرا خوانده.

اللّٰهُمَّ إِنَّكَ أَفْضَلُ مَقْصُودٍ، وَأَكْرَمُ مَأْتِيٍّ، وَقَدْ أَتَيْتُكَ مُتَقَرِّباً إِلَيْكَ بِنَبِيِّكَ نَبِيِّ الرَّحْمَةِ، وَبِأَخِيهِ أَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طالِبٍ عَلَيْهِمَا السَّلامُ، فَصَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَلَا تُخَيِّبْ سَعْيِي، وَانْظُرْ إِلَيَّ نَظْرَةً رَحِيمَةً تَنْعَشُنِي بِها، وَاجْعَلْنِي عِنْدَكَ وَجِيهاً فِي الدُّنْيا وَالْآخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ.

خدایا تو برترین مقصود و مهمان‌نوازترین کسی هستی که به نزدت آمده‌اند، من اینک به سویت آمده‌ام، به وسیله پیامبرت، پیامبر رحمت و برادرش امیرالمؤمنین علی‌بن‌ابیطالب (درود خدا بر آن دو باد) به سوی تو تقرّب می‌جویم، پس بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و کوششم را نومید مکن و به من نظر کن، نظری رحیمانه که به وسیله آن مرا از هلاکت نجات دهی و مرا نزد خود در دنیا و آخرت آبرومند و از مقرّبان قرار ده.

چون به رواق برسى بایست و بگو:

السَّلامُ عَلَىٰ رَسُولِ اللّٰهِ أَمِينِ اللّٰهِ عَلَىٰ وَحْيِهِ وَعَزائِمِ أَمْرِهِ، الْخاتِمِ لِمَا سَبَقَ، وَالْفاتِحِ لِمَا اسْتُقْبِلَ، وَالْمُهَيْمِنِ عَلَىٰ ذٰلِكَ كُلِّهِ وَرَحْمَةُ اللّٰهِ وَبَرَكاتُهُ، السَّلامُ عَلَىٰ صاحِبِ السَّكِينَةِ، السَّلامُ عَلَى الْمَدْفُونِ بِالْمَدِينَةِ، السَّلامُ عَلَى الْمَنْصُورِ الْمُؤَيَّدِ، السَّلامُ عَلَىٰ أَبِي الْقاسِمِ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللّٰهِ وَرَحْمَةُ اللّٰهِ وَبَرَكاتُهُ.

سلام بر رسول خدا، امین خدا بر وحی‌اش و هدف‌های استوار دستورش، ختم‌کننده آنچه گذشته و فتح‌کننده آنچه خواهد آمد و نگهبان بر آنچه گذشت و می‌آید و بر او باد رحمت خدا و برکاتش، سلام بر دارنده آرامش، سلام بر دفن شده در مدینه، سلام بر یاری شده حمایت‌گشته، سلام بر ابوالقاسم محمّد بن عبدالله و رحمت خدا و برکاتش.

پس وارد رواق شو و وقت ورود، پاى راست را مقدّم بدار و بر در حرم بایست و بگو:

أَشْهَدُ أَنْ لَاإِلٰهَ إِلّا اللّٰهُ وَحْدَهُ لَاشَرِيكَ لَهُ، وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ جاءَ بِالْحَقِّ مِنْ عِنْدِهِ وَصَدَّقَ الْمُرْسَلِينَ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حَبِيبَ اللّٰهِ وَخِيَرَتَهُ مِنْ خَلْقِهِ، السَّلامُ عَلَىٰ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَبْدِاللّٰهِ وَأَخِي رَسُولِ اللّٰهِ، يَا مَوْلايَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ، عَبْدُكَ وَابْنُ عَبْدِكَ وَابْنُ أَمَتِكَ جَاءَكَ مُسْتَجِيراً بِذِمَّتِكَ، قاصِداً إِلىٰ حَرَمِكَ، مُتَوَجِّهاً إِلىٰ مَقَامِكَ، مُتَوَسِّلاً إِلَى‌اللّٰهِ تَعَالىٰ بِكَ،

گواهی می‌دهم که معبودی جز خدا نیست، یگانه است و شریک ندارد و گواهی می‌دهم که محمّد بنده و رسول اوست، از نزد او حق را آورده و رسولان را تصدیق کرده، سلام بر تو ای رسول خدا، سلام بر تو ای محبوب خدا و برگزیده از خلقش، سلام بر امیرمؤمنان بنده خدا و برادر رسول خدا، ای مولایم ای امیرمؤمنان، بنده‌ی تو و فرزند بنده‌ی تو و فرزند کنیز تو، به نزدت آمده، پناه می‌جویم به ضمانتت، قصد می‌کنم به سوی حرمت، روی می‌نمایم به مقامت، به وجودت متوسّل به خدای تعالی هستم،

أَأَدْخُلُ يَا مَوْلايَ ؟ أَأَدْخُلُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ؟ أَأَدْخُلُ يَا حُجَّةَ اللّٰهِ ؟ أَأَدْخُلُ يَا أَمِينَ اللّٰهِ ؟ أَأَدْخُلُ يَا مَلائِكَةَ اللّٰهِ الْمُقِيمِينَ فِي هٰذَا الْمَشْهَدِ ؟ يَا مَوْلايَ، أَتَأْذَنُ لِي بِالدُّخُولِ أَفْضَلَ مَا أَذِنْتَ لِأَحَدٍ مِنْ أَوْلِيائِكَ ؟ فَإِنْ لَمْ أَكُنْ لَهُ أَهْلاً فَأَنْتَ أَهْلٌ لِذٰلِكَ .

آیا وارد شوم ای مولایم؟ آیا وارد شوم ای امیرمؤمنان؟ آیا وارد شوم ای حجّت خدا؟ آیا وارد شوم ای امین خدا؟ آیا وارد شوم ای فرشتگان خدا که ماندگار در این زیارتگاه هستید؟ ای مولای من آیا اجازه ورودم می‌دهی برترین اجازه‌ای که به یکی از دوستانت داده‌ای، اگر من شایسته آن نیستم تو شایسته آنی.

پس عتبه را ببوس و پای راست را برای وارد شدن مقدّم بدار و در حال ورود بگو:

بِسْمِ اللّٰهِ، وَبِاللّٰهِ، وَفِي سَبِيلِ اللّٰهِ، وَعَلَىٰ مِلَّةِ رَسُولِ اللّٰهِ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ . اللّٰهُمَّ اغْفِرْ لِي وَارْحَمْنِي وَتُبْ عَلَيَّ إِنَّكَ أَنْتَ التَّوّابُ الرَّحِيمُ.

به نام خدا و با خدا و در راه خدا و بر کیش رسول خدا (درود خدا بر او و خاندانش باد)، خدایا مرا بیامرز و به من رحم کن و توبه‌ام را بپذیر، تویی بسیار توبه پذیر مهربان.

سپس حرکت کن تا در برابر قبر مطّهر قرار گیرى و پیش از رسیدن به قبر بایست و روى خود را به سوى قبر کرده و بگو:

السَّلامُ مِنَ اللّٰهِ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللّٰهِ أَمِينِ اللّٰهِ عَلَىٰ وَحْيِهِ وَرِسالاتِهِ وَعَزائِمِ أَمْرِهِ وَمَعْدِنِ الْوَحْيِ وَالتَّنْزِيلِ، الْخاتِمِ لِما سَبَقَ، وَالْفاتِحِ لِمَا اسْتُقْبِلَ، وَالْمُهَيْمِنِ عَلَىٰ ذٰلِكَ كُلِّهِ، الشَّاهِدِ عَلَى الْخَلْقِ، السِّراجِ الْمُنِيرِ، وَالسَّلامُ عَلَيْهِ وَرَحْمَةُ اللّٰهِ وَبَرَكاتُهُ.

سلام از خدا بر محمّد رسول خدا، امین خدا بر وحی و پیام‌هایش و فرمان‌های حتمی‌اش و معدن وحی و تنزیل، ختم‌کننده آنچه گذشته و فتح‌کننده آنچه می‌آید و نگهبان بر تمام گذشته و آینده، گواه بر آفریده‌ها، چراغ تابنده و سلام و رحمت و برکات خدا بر او.

اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَأَهْلِ بَيْتِهِ الْمَظْلُومِينَ أَفْضَلَ وَأَكْمَلَ وَأَرْفَعَ وَأَشْرَفَ مَا صَلَّيْتَ عَلَىٰ أَحَدٍ مِنْ أَنْبِيائِكَ وَرُسُلِكَ وَأَصْفِيائِكَ . اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَبْدِكَ وَخَيْرِ خَلْقِكَ بَعْدَ نَبِيِّكَ، وَأَخِي رَسُولِكَ، وَوَصِيِّ حَبِيبِكَ الَّذِي انْتَجَبْتَهُ مِنْ خَلْقِكَ، وَالدَّلِيلِ عَلَىٰ مَنْ بَعَثْتَهُ بِرِسالاتِكَ، وَدَيَّانِ الدِّينِ بِعَدْلِكَ، وَفَصْلِ قَضائِكَ بَيْنَ خَلْقِكَ، وَالسَّلامُ عَلَيْهِ وَرَحْمَةُ اللّٰهِ وَبَرَكاتُهُ؛

خدایا بر محمّد و اهل‌بیت مظلومش درود فرست، برترین و کامل‌ترین و بالاترین و برجسته‌ترین درودی که بر یکی از انبیا و رسولان و برگزیدگانت فرستادی خدایا درود فرست بر امیرمؤمنان بنده‌ات و بهترین آفریده‌ات پس از پیامبرت و برادر رسولت و جانشین محبوبت که او را از میان آفریده‌هایت برگزیدی و راهنما بر کسی که به پیام‌هایت برانگیختی، حاکم دین به عدلت و تفکیک‌کننده داوری‌ات میان آفریده‌هایت و سلام و رحمت و برکات خدا بر او؛

اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَى الْأَئِمَّةِ مِنْ وُلْدِهِ الْقَوَّامِينَ بِأَمْرِكَ مِنْ بَعْدِهِ، الْمُطَهَّرِينَ الَّذِينَ ارْتَضَيْتَهُمْ أَنْصاراً لِدِينِكَ، وَحَفَظَةً لِسِرِّكَ، وَشُهَداءَ عَلَىٰ خَلْقِكَ، وَأَعْلاماً لِعِبادِكَ، صَلَواتُكَ عَلَيْهِمْ أَجْمَعِينَ، السَّلامُ عَلَىٰ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طالِبٍ وَصِيِّ رَسُولِ اللّٰهِ وَخَلِيفَتِهِ وَالْقَائِمِ بِأَمْرِهِ مِنْ بَعْدِهِ سَيِّدِ الْوَصِيِّينَ وَرَحْمَةُ اللّٰهِ وَبَرَكاتُهُ؛

خدایا درود فرست بر امامان از فرزندانش، قیام‌کنندگان به فرمانت پس از او، آن پاکانی که آنان را پسندیدی برای یاری دینت و نگهبانی رازت و گواهان بر آفریدگانت و نشانه‌هایی برای بندگانت (درود تو بر همه ایشان)، سلام بر امیر مؤمنان علی بن ابیطالب، جانشین و خلیفه رسول خدا، قیام‌کننده به فرمان خدا، پس از پیامبر، سرور جانشینان و رحمت و برکات خدا بر او باد؛

السَّلامُ عَلَىٰ فاطِمَةَ بِنْتِ رَسُولِ اللّٰهِ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ سَيِّدَةِ نِساءِ الْعالَمِينَ، السَّلامُ عَلَى الْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ سَيِّدَيْ شَبابِ أَهْلِ‌الْجَنَّةِ مِنَ الْخَلْقِ أَجْمَعِينَ، السَّلامُ عَلَى الْأَئِمَّةِ الرَّاشِدِينَ، السَّلامُ عَلَى الْأَنْبِياءِ وَالْمُرْسَلِينَ، السَّلامُ عَلَى الْأَئِمَّةِ الْمُسْتَوْدَعِينَ، السَّلامُ عَلَىٰ خاصَّةِ اللّٰهِ مِنْ خَلْقِهِ، السَّلامُ عَلَى الْمُتَوَسِّمِينَ، السَّلامُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ قامُوا بِأَمْرِهِ وَوازَرُوا أَوْلِياءَ اللّٰهِ وَخافُوا بِخَوْفِهِمْ، السَّلامُ عَلَى الْمَلائِكَةِ الْمُقَرَّبِينَ، السَّلامُ عَلَيْنا وَعَلَىٰ عِبَادِ اللّٰهِ الصَّالِحِينَ.

سلام بر فاطمه دختر رسول خدا (درود خدا بر او و خاندانش باد)، سرور زنان جهانیان، سلام بر حسن و حسین دو آقای جوانان اهل بهشت از میان همه آفریدگان، سلام بر امامان راه یافته، سلام بر انبیا و رسولان، سلام بر امامان‌که عهد خدا به آنان سپرده شده، سلام بر گوهر ممتاز خدا از میان آفریده‌هایش، سلام بر هوشمندان کنجکاو، سلام اهل ایمان بر آنان‌که به فرمان خلق قیام کردند و از اولیای خدا پشتیبانی نمودند و با ترس آنان ترسیدند، سلام بر فرشتگان مقرّب، سلام بر ما و بندگان شایسته خدا.

پس برو تا نزدیک قبر بایستی، رو به قبر و پشت به قبله کن و بگو:

السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حَبِيبَ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا صَفْوَةَ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَلِيَّ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا إِمامَ الْهُدىٰ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا عَلَمَ التُّقىٰ، السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْوَصِيُّ الْبَرُّ التَّقِيُّ النَّقِيُّ الْوَفِيُّ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا الْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا عَمُودَ الدِّينِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا سَيِّدَ الْوَصِيِّينَ، وَأَمِينَ رَبِّ الْعَالَمِينَ، وَدَيَّانَ يَوْمِ الدِّينِ، وَخَيْرَ الْمُؤْمِنِينَ، وَسَيِّدَ الصِّدِّيقِينَ، وَالصَّفْوَةَ مِنْ سُلالَةِ النَّبِيِّينَ، وَبابَ حِكْمَةِ رَبِّ الْعالَمِينَ، وَخازِنَ وَحْيِهِ، وَعَيْبَةَ عِلْمِهِ، وَالنَّاصِحَ لِأُمَّةِ نَبِيِّهِ، وَالتَّالِيَ لِرَسُولِهِ، وَالْمُواسِيَ لَهُ بِنَفْسِهِ، وَالنَّاطِقَ بِحُجَّتِهِ، وَالدَّاعِيَ إِلىٰ شَرِيعَتِهِ، وَالْماضِيَ عَلَىٰ سُنَّتِهِ؛

سلام بر تو ای امیرمؤمنان، سلام بر تو ای محبوب خدا، سلام بر تو ای برگزیده خدا، سلام بر تو ای ولی خدا، سلام بر تو ای حجّت خدا، سلام بر تو ای امام هدایت، سلام بر تو ای نشانه تقوا، سلام بر تو ای جانشین نیکوکار پرهیزگار پاکیزه‌ی کامل‌کننده‌ی (حقائق)، سلام بر تو ای پدر حسن و حسین، سلام بر تو ای ستون دین، سلام بر تو ای سرور جانشینان و امین پروردگار جهانیان و داور روز جزا و بهترین مؤمنان و سرور صدّیقان برگزیده از نژاد انبیا و باب حکمت پروردگار جهانیان و خزانه‌دار وحی‌اش و مخزن علمش و خیرخواه امّت پیامبرش و پیرو رسولش و همدردی‌کننده با او با جانش و گویای به حجّتش و دعوت‌کننده به شریعتش و درگذشته بر آئینش؛

اللّٰهُمَّ إِنِّي أَشْهَدُ أَنَّهُ قَدْ بَلَّغَ عَنْ رَسُولِكَ مَا حُمِّلَ، وَرَعىٰ مَا اسْتُحْفِظَ، وَحَفِظَ مَا اسْتُودِعَ، وَحَلَّلَ حَلالَكَ، وَحَرَّمَ حَرامَكَ، وَأَقامَ أَحْكامَكَ، وَجاهَدَ النَّاكِثِينَ فِي سَبِيلِكَ، وَالْقاسِطِينَ فِي حُكْمِكَ، وَالْمَارِقِينَ عَنْ أَمْرِكَ، صابِراً مُحْتَسِباً لَاتَأْخُذُهُ فِيكَ لَوْمَةُ لائِمٍ . اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَيْهِ أَفْضَلَ مَا صَلَّيْتَ عَلَىٰ أَحَدٍ مِنْ أَوْلِيائِكَ وَ أَصْفِيائِكَ وَأَوْصِياءِ أَنْبِيائِكَ .

خدایا من گواهی می‌دهم که آنچه را از رسولت بر عهده داشت به مردم رساند و نگهداری کرد آنچه نگهداری‌اش از او خواسته شده بود، حلالت را حلال کرد و حرامت را حرام نمود و احکامت را برپا داشت و با پیمان‌شکنان در راهت و ستمکاران در حکومتت و بیرون‌رفتگان از فرمانت جهاد کرد، شکیبا و جوینده مقام قرب تو بود و در راه تو سرزنش سرزنش‌کنندگان را به چیزی نگرفت. خدایا بر او درود فرست، بهترین درودی که بر یکی از دوستانت و برگزیدگانت و جانشینان پیامبرانت فرستادی.

اللّٰهُمَّ هٰذَا قَبْرُ وَلِيِّكَ الَّذِي فَرَضْتَ طاعَتَهُ، وَجَعَلْتَ فِي أَعْناقِ عِبادِكَ مُبايَعَتَهُ، وَخَلِيفَتِكَ الَّذِي بِهِ تَأْخُذُ وَتُعْطِي، وَبِهِ تُثِيبُ وَتُعاقِبُ، وَقَدْ قَصَدْتُهُ طَمَعاً لِما أَعْدَدْتَهُ لِأَوْلِيائِكَ، فَبِعَظِيمِ قَدْرِهِ عِنْدَكَ، وَجَلِيلِ خَطَرِهِ لَدَيْكَ، وَقُرْبِ مَنْزِلَتِهِ مِنْكَ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَافْعَلْ بِي مَا أَنْتَ أَهْلُهُ فَإِنَّكَ أَهْلُ الْكَرَمِ وَالْجُودِ، وَالسَّلامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلايَ وَعَلَىٰ ضَجِيعَيْكَ آدَمَ وَنُوحٍ وَرَحْمَةُ اللّٰهِ وَبَرَكَاتُهُ.

خدایا این قبر ولی توست که اطاعتش را واجب کردی و بیعتش را بر عهده بندگانت قرار دادی و خلیفه‌ات که به خاطر او مؤاخذه می‌کنی و می‌بخشی و به سبب او پاداش می‌دهی و کیفر می‌کنی، من به طمع آنچه برای اولیایت مهیا کرده‌ای آهنگ زیارت او کرده‌ام، پس به حق بزرگی مرتبه‌اش نزد تو و موقعیت فوق‌العاده‌اش به پیشگاهت و نزدیکی جایگاهش از تو، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و با من چنان کن که تو شایسته آنی، به درستی که تو شایسته بزرگواری و بخششی و سلام و رحمت و برکات خدا بر تو ای مولایم و بر دو آرمیده در کنارت آدم و نوح (درود خدا بر آنان باد).

پس ضریح را ببوس و در کنار سر بایست و بگو:

يَا مَوْلايَ إِلَيْكَ وُفُودِي، وَبِكَ أَتَوَسَّلُ إِلَىٰ رَبِّي فِي بُلُوغِ مَقْصُودِي، وَأَشْهَدُ أَنَّ الْمُتَوَسِّلَ بِكَ غَيْرُ خَائِبٍ، وَالطَّالِبَ بِكَ عَنْ مَعْرِفَةٍ غَيْرُ مَرْدُودٍ إِلّا بِقَضَاءِ حَوَائِجِهِ، فَكُنْ لِي شَفِيعاً إِلَى اللّٰهِ رَبِّكَ وَرَبِّي فِي قَضاءِ حَوائِجِي، وَتَيْسِيرِ أُمُورِي، وَكَشْفِ شِدَّتِي، وَغُفْرانِ ذَنْبِي، وَسَعَةِ رِزْقِي، وَتَطْوِيلِ عُمْرِي، وَإِعْطَاءِ سُؤْلِي فِي آخِرَتِي وَدُنْيايَ .

ای مولایم، درودم بر توست و به وسیله تو به پروردگارم، دررسیدن به مقصودم متوسّل می‌شوم و گواهی می‌دهم که متوسّل به تو محروم نیست و خواستار به وسیله تو از روی معرفت مردود نمی‌باشد به یقین حاجات او برآورده شود، پس به درگاه خدا پروردگارت و پروردگارم شیفع من باش، در برآمدن حاجاتم و آسان شدن کارهایم و برطرف شدن سختی‌ام و آمرزش گناهم و وسعت روزی‌ام و طول عمرم و عطا کردن خواسته‌ام، در آخرت و دنیایم.

اللّٰهُمَّ الْعَنْ قَتَلَةَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ . اللّٰهُمَّ الْعَنْ قَتَلَةَ الْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ . اللّٰهُمَّ الْعَنْ قَتَلَةَ الْأَئِمَّةِ، وَعَذِّبْهُمْ عَذَاباً أَلِيماً لَاتُعَذِّبُهُ أَحَداً مِنَ الْعَالَمِينَ، عَذاباً كَثِيراً لَا انْقِطاعَ لَهُ وَلَا أَجَلَ وَلَا أَمَدَ بِما شاقُّوا وُلاةَ أَمْرِكَ، وَأَعِدَّ لَهُمْ عَذاباً لَمْ تُحِلَّهُ بِأَحَدٍ مِنْ خَلْقِكَ؛

خدایا قاتلان امیرمؤمنان را لعنت کن. خدایا قاتلان حسن و حسین و امامان را لعنت کن و آنان را عذاب نما، عذابی دردناک که بدان گونه احدی از جهانیان را عذاب نکنی، عذابی بسیار که قطع شدن و مدّت و اندازه برای آن نباشد، به خاطر دشمنی‌هایی که با والیان حکومتت کردند و برای آنان عذابی آماده کن که آن را به احدی از بندگانت فرود نیاورده باشی؛

اللّٰهُمَّ وَأَدْخِلْ عَلَىٰ قَتَلَةِ أَنْصارِ رَسُولِكَ، وَعَلَىٰ قَتَلَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ، وَعَلَىٰ قَتَلَةِ الْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ، وَعَلَىٰ قَتَلَةِ أَنْصارِ الْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ، وَقَتَلَةِ مَنْ قُتِلَ فِي وِلايَةِ آلِ مُحَمَّدٍ أَجْمَعِينَ عَذاباً أَلِيماً مُضاعَفاً فِي أَسْفَلِ دَرَكٍ مِنَ الْجَحِيمِ لَايُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَهُمْ فِيهِ مُبْلِسُونَ مَلْعُونُونَ ناكِسُو رُؤُوسِهِمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ قَدْ عَايَنُوا النَّدامَةَ وَالْخِزْيَ الطَّوِيلَ لِقَتْلِهِمْ عِتْرَةَ أَنْبِيائِكَ وَرُسُلِكَ وَأَتْباعَهُمْ مِنْ عِبادِكَ الصَّالِحِينَ .

خدایا وارد کن بر قاتلان یاوران رسولت و بر قاتلان امیرمؤمنان و بر قاتلان حسن و حسین و بر قاتلان یاوران حسن و حسین و بر قاتلان کسانی که در راه ولایت خاندان محمّد کشته شده، عذابی دردناک، دو چندان، در پست‌ترین طبقه دوزخ که عذاب از آن‌ها سبک نشود، درحالی‌که در آنجا ناامید و طرد شده و در پیشگاه پروردگارشان سرافکنده باشند و ببینند پشیمانی و رسوایی طولانی را به خاطر قتل عترت انبیا و رسولانت و پیروان آنان از بندگان شایسته‌ات.

اللّٰهُمَّ الْعَنْهُمْ فِي مُسْتَسِرِّ السِّرِّ، وَظاهِرِ الْعَلانِيَةِ فِي أَرْضِكَ وَسَمَائِكَ . اللّٰهُمَّ اجْعَلْ لِي قَدَمَ صِدْقٍ فِي أَوْلِيائِكَ، وَحَبِّبْ إِلَيَّ مَشَاهِدَهُمْ وَمُسْتَقَرَّهُمْ حَتَّىٰ تُلْحِقَنِي بِهِمْ وَتَجْعَلَنِي لَهُمْ تَبَعاً فِي الدُّنْيا وَالْآخِرَةِ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.

خدایا آنان را در پنهانی پنهان و آشکار آشکار، در زمین و آسمانت لعنت کن. خدایا درباره اولیایت برای من قدم صدق قرار ده و زیارتگاه‌ها و قرارگاهشان را محبوب من گردان تا به آنان متصلم کنی و پیرو آنانم گردانی در دنیا و آخرت، ای مهربان‌ترین مهربانان.

پس ضریح را ببوس و پشت به قبله و رو به جانب قبر حضرت امام حسین(علیه‌السلام) بایست و بگو:

السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَبا عَبْدِ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ فاطِمَةَ الزَّهْراءِ سَيِّدَةِ نِساءِ الْعالَمِينَ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا الْأَئِمَّةِ الْهادِينَ الْمَهْدِيِّينَ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا صَرِيعَ الدَّمْعَةِ السَّاكِبَةِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا صاحِبَ الْمُصِيبَةِ الرَّاتِبَةِ ، السَّلامُ عَلَيْكَ وَعَلَىٰ جَدِّكَ وَأَبِيكَ، السَّلامُ عَلَيْكَ وَعَلَىٰ أُمِّكَ وَأَخِيكَ، السَّلامُ عَلَيْكَ وَعَلَى الْأَئِمَّةِ مِنْ ذُرِّيَّتِكَ وَبَنِيكَ، أَشْهَدُ لَقَدْ طَيَّبَ اللّٰهُ بِكَ التُّرابَ، وَأَوْضَحَ بِكَ الْكِتابَ، وَجَعَلَكَ وَأَبَاكَ وَجَدَّكَ وَأَخاكَ وَبَنِيكَ عِبْرَةً لِأُولِي الْأَلْبَابِ، يَا ابْنَ الْمَيَامِينَ الْأَطْيَابِ التَّالِينَ الْكِتابَ، وَجَّهْتُ سَلامِي إِلَيْكَ، صَلَواتُ اللّٰهِ وَسَلامُهُ عَلَيْكَ، وَجَعَلَ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْكَ، مَا خابَ مَنْ تَمَسَّكَ بِكَ وَلَجَأَ إِلَيْكَ.

سلام بر تو ای اباعبدالله، سلام بر تو ای پسر رسول خدا، سلام بر تو ای پسر امیرمؤمنان، سلام بر تو ای پسر فاطمه زهرا سرور زنان جهانیان، سلام بر تو ای پدر امامان هدایت‌گر و هدایت شده، سلام بر تو ای کشته اشک جاری، سلام بر تو ای صاحب مصیبت پی‌درپی، سلام بر تو و بر جدّ و پدرت، سلام بر تو و بر مادر و برادرت، سلام بر تو و بر امامان از نسل‌ات و فرزندانت، شهادت می‌دهم که خدا خاک را به وسیله تو پاک کرد و قرآن را با تو واضح و روشن ساخت و تو را و پدر و جدّت و برادر و فرزندانت را عبرتی برای صاحبان خرد قرار داد، ای فرزند پدران با میمنت و پاک و تلاوت‌کنندگان کتاب، سلامم را متوجّه تو می‌نمایم و درودهای خدا و سلامش بر تو، و دل‌های مردم را هواخواه تو قرار دهد، آنکه متمسّک به تو شد و پناه به تو آورد، هرگز نامید نشد.

پس پایین پا بایست و بگو:

السَّلامُ عَلَىٰ أَبِي الْأَئِمَّةِ وَخَلِيلِ النُّبُوَّةِ وَالْمَخْصُوصِ بِالْأُخُوَّةِ، السَّلامُ عَلَىٰ يَعْسُوبِ الدِّينِ وَالْإِيمانِ وَكَلِمَةِ الرَّحْمٰنِ، السَّلامُ عَلَىٰ مِيزانِ الْأَعْمالِ وَمُقَلِّبِ الْأَحْوالِ وَسَيْفِ ذِي الْجَلالِ وَساقِي السَّلْسَبِيلِ الزُّلالِ، السَّلامُ عَلَىٰ صالِحِ الْمُؤْمِنِينَ وَوارِثِ عِلْمِ النَّبِيِّينَ وَالْحاكِمِ يَوْمَ الدِّينِ، السَّلامُ عَلَىٰ شَجَرَةِ التَّقْوىٰ وَسامِعِ السِّرِّ وَالنَّجْوىٰ، السَّلامُ عَلَىٰ حُجَّةِ اللّٰهِ الْبالِغَةِ وَنِعْمَتِهِ السَّابِغَةِ وَنِقْمَتِهِ الدَّامِغَةِ، السَّلامُ عَلَى الصِّراطِ الْواضِحِ وَالنَّجْمِ اللَّائِحِ وَالْإِمَامِ النَّاصِحِ وَالزِّنادِ الْقَادِحِ وَرَحْمَةُ اللّٰهِ وَبَرَكَاتُهُ.

سلام بر پدر امامان و همراه نبوت و اختصاص یافته به برادری، سلام بر رئیس دین و ایمان و کلمه رحمان، سلام بر ترازوی اعمال و زیرورو کننده احوال و شمشیر خدای دارای عظمت و ساقی چشمه گوارای زلال، سلام بر شایسته مؤمنان وارث دانش پیامبران و حاکم روز جزا، سلام بر درخت تقوا و شنونده راز و نهان، سلام بر حجّت رسای خدا و نعمت کاملش و انتقام کوبنده‌اش. سلام بر راه روشن و ستاره فروزان و رهبر خیرخواه و مایه آتش‌زا برضد کفر و شرک، رحمت و برکات خدا بر او باد.

پس بگو:

اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طالِبٍ أَخِي نَبِيِّكَ وَوَلِيِّهِ وَناصِرِهِ وَوَصِّيِهِ وَوَزِيرِهِ، وَمُسْتَوْدَعِ عِلْمِهِ، وَمَوْضِعِ سِرِّهِ، وَبابِ حِكْمَتِهِ، وَالنَّاطِقِ بِحُجَّتِهِ، وَالدَّاعِي إِلىٰ شَرِيعَتِهِ، وَخَلِيفَتِهِ فِي أُمَّتِهِ، وَمُفَرِّجِ الْكَرْبِ عَنْ وَجْهِهِ، قَاصِمِ الْكَفَرَةِ، وَمُرْغِمِ الْفَجَرَةِ، الَّذِي جَعَلْتَهُ مِنْ نَبِيِّكَ بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسىٰ .

خدایا درود فرست بر امیرمؤمنان علی بن ابیطالب برادر پیامبرت و ولی و یاور و جانشین و وزیرش و سپردگاه دانشش و جایگاه رازش و دروازه حکمتش و گویای به برهانش و دعوت‌کننده به دینش و جانشین او در امتّش و زداینده اندوه از چهره‌اش، شکننده کافران و به خاک مالنده دماغ بدکاران، آن‌که او را از پیامبرت به منزله هارون از موسی قرار دادی.

اللّٰهُمَّ والِ مَنْ والاهُ، وَعَادِ مَنْ عَادَاهُ، وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ، وَاخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ، وَالْعَنْ مَنْ نَصَبَ لَهُ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَالْآخِرِينَ، وَصَلِّ عَلَيْهِ أَفْضَلَ مَا صَلَّيْتَ عَلَىٰ أَحَدٍ مِنْ أَوْصِياءِ أَنْبِيائِكَ، يَا رَبَّ الْعالَمِينَ.

خدایا دوست بدار دوستدارش را و دشمن بدار دشمنش را و یاری کن یاری‌دهنده‌اش را و خوار کن خوارکننده‌اش را و از پیشینیان و پسینیان لعنت کن هرکه در برابرش بایستد و بر او درود فرست برترین درودی که برکسی از جانشینان پیامبرانت فرستادی ای پروردگار جهانیان.

پس به جانب سر برگرد برای زیارت حضرت آدم(علیه‌السلام) و حضرت نوح(علیه‌السلام) و در زیارت حضرت آدم(علیه‌السلام) بگو:

السَّلامُ عَلَيْكَ يَا صَفِيَّ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حَبِيبَ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا نَبِيَّ‌اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَمِينَ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا خَلِيفَةَ اللّٰهِ فِي أَرْضِهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا الْبَشَرِ، السَّلامُ عَلَيْكَ وَعَلَىٰ رُوحِكَ وَبَدَنِكَ، وَعَلَى‌الطَّاهِرِينَ مِنْ وُلْدِكَ وَذُرِّيَّتِكَ، وَصَلَّى اللّٰهُ عَلَيْكَ صَلاةً لَايُحْصِيها إِلّا هُوَ وَرَحْمَةُ اللّٰهِ وَبَرَكَاتُهُ.

سلام بر تو ای برگزیده خدا، سلام بر تو ای محبوب خدا، سلام بر تو ای پیامبر خدا، سلام بر تو ای امین خدا، سلام بر تو ای خلیفه خدا در زمینش، سلام بر تو ای پدر بشر، سلام بر تو و بر روان و تنت و بر پاکان از فرزندان و نسلت و درود خدا بر تو، درودی که جز خدا آن را شماره نکند و رحمت و برکات خدا بر تو باد.

و در زیارت نوح (علیه‌السلام) نیز بگو:

السَّلامُ‌عَلَيْكَ يَا نَبِيَّ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا صَفِيَّ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَلِيَّ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حَبِيبَ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا شَيْخَ الْمُرْسَلِينَ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَمِينَ اللّٰهِ فِي أَرْضِهِ، صَلَوَاتُ اللّٰهِ وَسَلامُهُ عَلَيْكَ وَعَلَىٰ رُوحِكَ وَبَدَنِكَ وَعَلَى الطَّاهِرِينَ مِنْ وُلْدِكَ وَرَحْمَةُ اللّٰهِ وَبَرَكاتُهُ.

سلام بر تو ای پیامبر خدا، سلام بر تو ای برگزیده خدا، سلام بر تو ای ولی خدا، سلام بر تو ای محبوب خدا، سلام بر تو ای بزرگ رسولان، سلام بر تو ای امین خدا در زمینش، درود و سلام خدا بر تو و بر روان و تنت و بر پاکان از فرزندانت و رحمت و برکات خدا بر تو باد.

آنگاه شش رکعت نماز بخوان، دو رکعت برای امیرمؤمنان، در رکعت اوّل پس از سوره «حَمد» سوره «اَلرَّحمن» و در رکعت دوم بعد از سوره «حَمد» سوره مبارکه «یس» را و پس از نماز، «تسبیح حضرت فاطمه» را بگو و سپس از خدا طلب آمرزش نما و برای خود دعا کن و بگو:

اللّٰهُمَّ إِنِّي صَلَّيْتُ هاتَيْنِ الرَّكْعَتَيْنِ هَدِيَّةً مِنِّي إِلىٰ سَيِّدِي وَمَوْلايَ وَلِيِّكَ وَأَخِي رَسُولِكَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَسَيِّدِ الْوَصِيِّينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ صَلَواتُ اللّٰهِ عَلَيْهِ وَعَلَىٰ آلِهِ . اللّٰهُمَّ فَصَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وَتَقَبَّلْها مِنِّي وَاجْزِنِي عَلَىٰ ذٰلِكَ جَزَاءَ الْمُحْسِنِينَ .

خدایا من این دو رکعت نماز را خواندم، به عنوان هدیه‌ای از من به آقا و مولایم، ولی‌ات و برادر رسولت، امیرمؤمنان و سرور جانشینان، علی بن ابیطالب (درود خدا بر او و خاندانش). پس بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و آن را از من قبول کن و بر آن پاداشم ده پاداش نیکوکاران.

اللّٰهُمَّ لَكَ صَلَّيْتُ وَلَكَ رَكَعْتُ وَلَكَ سَجَدْتُ وَحْدَكَ لَا شَرِيكَ لَكَ لِأَ نَّهُ لَاتَكُونُ الصَّلاةُ وَالرُّكُوعُ وَالسُّجُودُ إِلّا لَكَ لِأَنَّكَ أَنْتَ اللّٰهُ لَا إِلٰهَ إِلّا أَنْتَ . اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدِ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَتَقَبَّلْ مِنِّي زِيَارَتِي، وَأَعْطِنِي سُؤْلِي بِمُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِينَ.

خدایا برای تو نماز خواندم و رکوع و سجده کردم، یگانه‌ای و شریکی نداری، چراکه نماز و رکوع و سجود جز برای تو نیست، تویی خدا، معبودی جز تو وجود ندارد. خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و زیارتم را بپذیر و خواسته‌ام را عطا کن، به حق محمّد و خاندان پاکش.

و چهار رکعت دیگر را هدیه آدم (علیه‌السلام) و نوح (علیه‌السلام) قرار بده، سپس سجده شکر بجا آور و در سجده بگو:

اللّٰهُمَّ إِلَيْكَ تَوَجَّهْتُ، وَبِكَ اعْتَصَمْتُ، وَعَلَيْكَ تَوَكَّلْتُ . اللّٰهُمَّ أَنْتَ ثِقَتِي وَرَجائِي فَاكْفِنِي مَا أَهَمَّنِي وَمَا لَايُهِمُّنِي وَمَا أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنِّي، عَزَّ جارُكَ، وَجَلَّ ثَناؤُكَ، وَلَا إِلٰهَ غَيْرُكَ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَقَرِّبْ فَرَجَهُمْ.

خدایا به تو روی آوردم و به تو پناه آوردم و بر تو توکل کردم. خدایا تو مورد اطمینان و امید منی، پس آنچه فکر مرا مشغول کرده و مشغول نمی‌کند و آنچه را تو از من به آنها داناتری از من بازدار، پناهنده به تو عزیز است و ثنایت بس عظیم است و معبودی جز تو نیست، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و گشایش کارشان را نزدیک کن.

پس طرف راست صورت را بر زمین بگذار و بگو:

ارْحَمْ ذُلِّي بَيْنَ يَدَيْكَ، وَتَضَرُّعِي إِلَيْكَ، وَوَحْشَتِي مِنَ النَّاسِ، وَأُنْسِي بِكَ، يَا كَرِيمُ يَا كَرِيمُ، يَا كَرِيمُ

رحم کن به خواری‌ام در برابرت و زاری‌ام به درگاهت و به ترسم از مردم و انس من به توست، ای بزرگ‌منش مهمان‌نواز، ای کریم، ای کریم.

آنگاه جانب چپ صورت را بر زمین بگذار و بگو:

لَاإِلٰهَ إِلّا أَنْتَ رَبِّي حَقّاً حَقّاً، سَجَدْتُ لَكَ يَا رَبِّ تَعَبُّداً وَرِقّاً . اللّٰهُمَّ إِنَّ عَمَلِي ضَعِيفٌ فَضاعِفْهُ لِي، يَا كَرِيمُ يَا كَرِيمُ يَا كَرِيمُ.

معبودی جز تو نیست به راستی به راستی، ای پروردگارم از باب بندگی و بردگی برایت سجده کردم. خدایا عملم اندک است. آن را دو چندان گردان، ای کریم، ای کریم.

پس به سجده برو و «صد مرتبه» بگو: «شُکْراً» و در دعا کردن بکوش که اینجا محل خواستن خواهش‌ها است و بسیار استغفار کن که جای آمرزش گناهان است و حاجات خود را از خدا بخواه که مقام استجابت دعاهاست.

کیفیت زیارت امیرالمومنین حضرت امام علی (ع)

آگاه باش زیارت‌های روایت شده براى آن حضرت بر دو بخش است:
یکى «کلی و عمومی»
که مقیّد به وقتى از اوقات نیست و دیگر «ویژه» که مقیّد به وقت معیّن است و این زیارات در طی دو مقصد بیان می‌شود.

مقصد نخست در زیارات کلی که بسیار است و ما در اینجا فقط به ذکر چند زیارت اکتفا می‌کنیم:

زیارت اول

زیارت دوم (امین ‌الله)

زیارت سوم

زیارت چهارم

زیارت پنجم

زیارت ششم

زیارت هفتم

زیارت وداع حضرت امیرالمؤمنین (ع)

مقصد دوم در زیارت ویژه حضرت امیرمؤمنان (علیه‌السلام) و آن چند زیارت است:

زیارت روز غدیر

زیارت دیگر روز غدیر

زیارت امیرالمؤمنین (ع) در روز میلاد پیغمبر (ص)

زیارت شب و روز مبعث

قصه «احمی من مجیر الجراد»

فقیر گوید: در امثال عرب است که می‌گویند: «اَحْمی مِنْ مُجیرِ الْجَرادِ» یعنی فلانی حمایت کردنش از کسی که در پناه او است، بیشتر از پناه دهنده‌ی ملخ‌ها است و قصّه آن‌چنان است که:

مردی بادیه‌نشین از قبیله «طَیّ» که نامش «مُدْلج‌بن‌سُوَید» بود روزی در خیمه خود نشسته بود، دید جماعتی از طایفه طیّ آمدند درحالی‌که جوال و ظرف‌هایی با خود دارند؛ پرسید چه خبر است؟ گفتند: ملخ‌های بسیار در اطراف خیمه شما فرود آمده‌اند، آمدیم آن‌ها را بگیریم؛ مُدْلج که این را شنید برخاست، سوار اسب خود شد و نیزه خود را بر دست گرفت و گفت:
به خدا سوگند هر کس متعرّض این ملخ‌ها شود من او را خواهم کشت. «أَیَکُونُ الْجَرادُ فِی جِوارِی ثُمَّ تُرِیدُونَ أَخْذَهُ؟!

آیا این ملخ‌ها در جوار و پناه من باشند و شما آن‌ها را بگیرید؟!» چنین چیزی نخواهد شد. پیوسته از آن‌ها حمایت کرد تا آفتاب گرم شد و ملخ‌ها پریدند و رفتند، آن وقت گفت: این ملخ‌ها از جوار من منتقل شدند دیگر خود دانید با آن‌ها.

و صاحب قاموس گفته: «ذُوالأَعْواد» لقب شخصی بسیار عزیز بوده که بعضی گفته‌اند جدّ «اکثم‌بن‌صیفی» بوده، طایفه مُضَرْ هر سال خراجی به او می‌دادند و چون پیر شد او را بالای تختی می‌نشاندند و در میان قبایل و کنار چاه‌های آب عرب برای جمع‌آوری خراج می‌گرداندند و به حدّی عزیز و محترم بود که هر ترسانی خود را به تخت او می‌رسانید ایمن می‌گشت و هر ذلیل و خواری که به نزد تخت او می‌آمد عزیز و ارجمند می‌گردید و هر گرسنه‌ای که به نزد او می‌رسید از گرسنگی می‌رهید.

پس هرگاه تخت یک مرد عربی به این مرتبه از عزّت و رفعت رسد چه عجب دارد حق‌تعالی، قبر ولیّ خود، امیرالمومنین را که حمل‌کننده تابوتش جبرییل و میکاییل و امام حسن و امام حسین (علیهماالسلام) بوده‌اند، پناه هراسندگان و ملجأ گریختگان و فریادرس بیچارگان و شفاى دردمندان قرار داده باشد؟

بنابراین در هر کجا باشى خود را به آن «قبر» برسان و تا ممکن باشد خود را به آن بچسبان و اصرار کن تا به فریادت برسد و تو را از هلاکت دنیا و آخرت برهاند.

لُذْ إِلَى جُودِهِ تَجِدْهُ زَعِيماً

بِنَجَاةِ الْعُصَاةِ يَوْمَ لِقَاهَا

به جودش پناه بر، او را ضامنی می‌یابی

برای نجات گنه‌کاران، روز دیدارش

عَائِدٌ لِلْمُؤَمِّلِينَ مُجِيبٌ

سَامِعٌ مَا تُسِرُّ مِنْ نَجْوَاهَا

عیادت کننده‌ی آرزومندان است و پاسخ‌دهنده

و شنواست آنچه را پنهان کنند از گفتگوی سرّی

ظاهر شدن قبر حضرت امام علی (ع) در زمان هارون

و شیخ مفید نقل کرده: روزی هارون‌الرشید به آهنگ شکار از کوفه بیرون رفت و به جانب «غَریَّیْن» و «ثَوِیَّه» توجّه نمود و در آنجا آهوانی دید، فرمان داد تا بازهای شکاری و کِلاب مُعَلَّم (سگان تعلیم دیده) را برای شکار آهوان رها کردند و بر آن‌ها بتاختند. آهوان که چنین دیدند فرار کرده به پشته‌ای پناه بردند و در آنجا بیارمیدند، بازها در ناحیه‌ای بیفتادند و تازی‌ها باز شدند و رشید از این مطلب در عجب شد.
دیگر باره آهوان از فراز پشته به نشیب آمدند، بازها و تازی‌ها آهنگ ایشان نمودند، دیگر باره آهوان به آن پشته پناه بردند و جانوران شکاری از قصد ایشان برگشتند تا سه مرتبه کار بدین‌گونه رفت.

هارون سخت در عجب شد؛ غلامان خود را امر کرد که تعجیل کنید و مردی را که از حال این مکان با خبر باشد بیاورید؛ غلامان رفتند و از قبیله بنی اسد پیرمردی را حاضر کردند؛ هارون از وی پرسید که حال این پُشته چیست و در این مکان چه کیفیّتی است؟
گفت: اگر مرا امان می‌دهی قصّه آن را به عرض می رسانم؛ گفت: با خدا عهد کردم که تو را اذیّت نکنم و در امان باشی، الحال آنچه دانی بگو؛ گفت: خبر داد مرا پدرم از پدران خود که می‌گفتند
«قبر مطهّر امیرالمؤمنین» (علیه‌السلام) در این پشته واقع است و حق‌تعالی آن را حرم امن و امان خود قرار داده که هر چه به آن پناه بِبَرَد در امان باشد.

فضیلت زیارت امیرالمومنین حضرت امام علی (ع)

شیخ طوسی به سند صحیح، از محمّد‌بن‌مسلم، از امام صادق (علیه‌السلام) روایت کرده:
خدا مخلوقی بیشتر از ملائکه خلق نفرمود، به درستی که هر روز هفتاد هزار ملک نازل می‌شوند و به «بیت‌المعمور» می‌آیند و دور آن طواف می‌کنند، چون از طواف آنجا فارغ می‌شوند، به طواف کعبه می‌روند و چون از طواف کعبه فارغ شدند، به سوی «قبر پیامبر» (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) می‌آیند و بر آن حضرت سلام می‌کنند، پس از آن به سوی «قبر امیرمؤمنان» (علیه‌السلام) می‌آیند، بر آن حضرت سلام می‌کنند و بعد از آن نزد «قبر حسین» (علیه‌السلام) می‌آیند و بر آن جناب سلام می‌کنند، پس از آن به آسمان بالا می‌روند و مانند ایشان هر روز نازل می‌شوند تا روز قیامت.

سپس فرمود: هرکه «امیرمؤمنان» (علیه‌السلام) را زیارت کند و عارف به حق آن حضرت باشد، یعنی آن جناب را امام واجب الاطاعه و خلیفه بلافصل بداند و از روی جبّاریت و تکبر نیامده باشد، حق‌تعالی اجر صد هزار شهید برای او بنویسد و گناهان گذشته و آینده او را بیامرزد و روز قیامت از جمله ایمنان از ترس‌های آن روز برانگیخته شود و خدا حساب را بر او آسان نماید و هنگام حرکت به سوی زیارت، ملائکه از او استقبال کنند و چون از زیارت برگردد او را مشایعت کنند تا به خانه خود برگردد و اگر بیمار شود به عیادت او بیایند و اگر بمیرد جنازه او را مشایعت کنند و برای او تا کنار قبرش طلب آمرزش نمایند.

سیّد‌ عبدالکریم ابن طاووس در کتاب «فَرحَة الغَرِی» از آن حضرت روایت کرده است: هرکه پیاده به «زیارت امیرمؤمنان» (علیه‌السلام) رود حق‌تعالی به هر گامی ثواب یک حجّ و یک عمره برای او بنویسد و اگر پیاده برگردد، به هر گامی ثواب دو حجّ و دو عمره برای او بنویسد؛

و نیز از آن حضرت روایت کرده که به ابن مارد فرمود: ای پسر مارد، هرکه جدّم «امیرالمؤمنین» (علیه‌السلام) را در صورت عرفان به حقّش زیارت کند، حق‌تعالی برای او به عدد هر گامی حجّ مقبول و عمره پسندیده بنویسد، ای پسر مارد، و‌‌‌الله آتش جهنم نمی‌خورد گامی که در «زیارت امیرالمؤمنین» (علیه‌السلام) غبار‌ آلوده شود، خواه پیاده رود و خواه سواره؛ ای پسر مارد این حدیث را به آب طلا بنویس؛

و همچنین از امام صادق (علیه‌السلام) روایت کرده است که فرمود: ما می‌گوییم در پشت کوفه قبری است که به آن قبر دردمندی پناه نمی‌برد، مگر آنکه حق‌تعالی او را شفا کرامت فرماید.

مؤلّف گوید: از اخبار معتبر ظاهر می‌شود که حق‌تعالی قبر امیرالمؤمنین و اولاد طاهرینش (علیهم‌السلام) را پناهگاه هراسندگان و ملجأ بیچارگان و امان اهل زمین قرار داده، هر غمناکی که نزد او برود غمش زائل می‌شود و هر دردمندی که خود را به آن بمالد شفا می‌گیرد و هر که به آن پناه برد در امان باشد.

سید عبدالکریم ابن طاووس از محمّد‌بن‌علی‌شیبانی روایت کرده است که گفت: من و پدر و عمویم حسین، به طور پنهان در شب تار به زیارت قبر امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) رفتیم و این کار در سال دویست‌وشصت‌و‌اندی بود و من در آن هنگام کودکی صغیر بودم، چون به قبر آن حضرت رسیدیم، دیدیم در اطراف آن قبر سنگ‌های سیاه گذاشته شده و بنایی ندارد؛

به قبر نزدیک شدیم، عدّه‌ای از ما مشغول خواندن قرآن و بعضی مشغول نماز و برخی سرگرم زیارت شدند، به ناگاه دیدم شیری به جانب ما می‌آید، چون نزدیک شد ما به فاصله یک نیزه از آن محل شریف دور شدیم، آن حیوان نزدیک قبر رفت و شروع به مالیدن ذراع خود به قبر کرد؛

یکی از ما نزدیک شیر رفت و به تماشای او ایستاد، حیوان متعرض او نشد، برگشت و ما را به حال شیر خبر داد، ترس از ما برطرف شد، همگی نزدیک او رفتیم، در وضعش دقّت کردیم، دیدیم در ذراع او جراحتی است و آن حیوان محلّ جراحت را به قبر آن حضرت می‌مالید، حدود یک ساعت به این حال بود سپس رفت، ما هم به حال اوّل خود به نماز و زیارت و قرائت قرآن برگشتیم.

و شیخ مفید نقل کرده: روزی هارون‌الرشید به آهنگ شکار از کوفه بیرون رفت و به جانب «غَریَّیْن» و «ثَوِیَّه» توجّه نمود و در آنجا آهوانی دید، فرمان داد تا بازهای شکاری و کِلاب مُعَلَّم (سگان تعلیم دیده) را برای شکار آهوان رها کردند و بر آن‌ها بتاختند. آهوان که چنین دیدند فرار کرده به پشته‌ای پناه بردند و در آنجا بیارمیدند، بازها در ناحیه‌ای بیفتادند و تازی‌ها باز شدند و رشید از این مطلب در عجب شد.
دیگر باره آهوان از فراز پشته به نشیب آمدند، بازها و تازی‌ها آهنگ ایشان نمودند، دیگر باره آهوان به آن پشته پناه بردند و جانوران شکاری از قصد ایشان برگشتند تا سه مرتبه کار بدین‌گونه رفت.

هارون سخت در عجب شد؛ غلامان خود را امر کرد که تعجیل کنید و مردی را که از حال این مکان با خبر باشد بیاورید؛ غلامان رفتند و از قبیله بنی اسد پیرمردی را حاضر کردند؛ هارون از وی پرسید که حال این پُشته چیست و در این مکان چه کیفیّتی است؟
گفت: اگر مرا امان می‌دهی قصّه آن را به عرض می رسانم؛ گفت: با خدا عهد کردم که تو را اذیّت نکنم و در امان باشی، الحال آنچه دانی بگو؛ گفت: خبر داد مرا پدرم از پدران خود که می‌گفتند «قبر مطهّر امیرالمؤمنین»
(علیه‌السلام) در این پشته واقع است و حق‌تعالی آن را حرم امن و امان خود قرار داده که هر چه به آن پناه بِبَرَد در امان باشد.

فقیر گوید: در امثال عرب است که می‌گویند: «اَحْمی مِنْ مُجیرِ الْجَرادِ» یعنی فلانی حمایت کردنش از کسی که در پناه او است، بیشتر از پناه دهنده‌ی ملخ‌ها است و قصّه آن‌چنان است که:

مردی بادیه‌نشین از قبیله «طَیّ» که نامش «مُدْلج‌بن‌سُوَید» بود روزی در خیمه خود نشسته بود، دید جماعتی از طایفه طیّ آمدند درحالی‌که جوال و ظرف‌هایی با خود دارند؛ پرسید چه خبر است؟ گفتند: ملخ‌های بسیار در اطراف خیمه شما فرود آمده‌اند، آمدیم آن‌ها را بگیریم؛ مُدْلج که این را شنید برخاست، سوار اسب خود شد و نیزه خود را بر دست گرفت و گفت:
به خدا سوگند هر کس متعرّض این ملخ‌ها شود من او را خواهم کشت. «أَیَکُونُ الْجَرادُ فِی جِوارِی ثُمَّ تُرِیدُونَ أَخْذَهُ؟!

آیا این ملخ‌ها در جوار و پناه من باشند و شما آن‌ها را بگیرید؟!» چنین چیزی نخواهد شد. پیوسته از آن‌ها حمایت کرد تا آفتاب گرم شد و ملخ‌ها پریدند و رفتند، آن وقت گفت: این ملخ‌ها از جوار من منتقل شدند دیگر خود دانید با آن‌ها.

و صاحب قاموس گفته: «ذُوالأَعْواد» لقب شخصی بسیار عزیز بوده که بعضی گفته‌اند جدّ «اکثم‌بن‌صیفی» بوده، طایفه مُضَرْ هر سال خراجی به او می‌دادند و چون پیر شد او را بالای تختی می‌نشاندند و در میان قبایل و کنار چاه‌های آب عرب برای جمع‌آوری خراج می‌گرداندند و به حدّی عزیز و محترم بود که هر ترسانی خود را به تخت او می‌رسانید ایمن می‌گشت و هر ذلیل و خواری که به نزد تخت او می‌آمد عزیز و ارجمند می‌گردید و هر گرسنه‌ای که به نزد او می‌رسید از گرسنگی می‌رهید.

پس هرگاه تخت یک مرد عربی به این مرتبه از عزّت و رفعت رسد چه عجب دارد حق‌تعالی، قبر ولیّ خود را که حمل‌کننده تابوتش جبرییل و میکاییل و امام حسن و امام حسین (علیهماالسلام) بوده‌اند، پناه هراسندگان و ملجأ گریختگان و فریادرس بیچارگان و شفاى دردمندان قرار داده باشد؟

بنابراین در هر کجا باشى خود را به آن «قبر» برسان و تا ممکن باشد خود را به آن بچسبان و اصرار کن تا به فریادت برسد و تو را از هلاکت دنیا و آخرت برهاند.

لُذْ إِلَى جُودِهِ تَجِدْهُ زَعِيماً

بِنَجَاةِ الْعُصَاةِ يَوْمَ لِقَاهَا

به جودش پناه بر، او را ضامنی می‌یابی

برای نجات گنه‌کاران، روز دیدارش

عَائِدٌ لِلْمُؤَمِّلِينَ مُجِيبٌ

سَامِعٌ مَا تُسِرُّ مِنْ نَجْوَاهَا

عیادت کننده‌ی آرزومندان است و پاسخ‌دهنده

و شنواست آنچه را پنهان کنند از گفتگوی سرّی

در کتاب «دار السّلام» از شیخ دیلمى نقل شده: که جماعتى از صالحان نجف اشرف روایت کرده‌اند: کسى در خواب دید از هر قبرى که در آن مشهد شریف و خارج آن است ریسمانى کشیده شده که متصّل به «قبّه حضرت حبل اللّه المتین امیرالمؤمنین» (علیه‌السلام) است، پس آن شخص چنین انشاء کرد:

إِذَا مُتُّ فَادْفِنِّي إِلَى جَنْبِ حَيْدَرٍ

أَبِي شَبَّرٍ أَكْرِمْ بِهِ وَ شُبَيْرٍ

زمانی که از دنیا رفتم کنار حیدر دفنم کنید

پدر حسن و حسین، چه کریم است او

فَلَسْتُ أَخَافُ النَّارَ عِنْدَ جِوَارِهِ

وَ لا أَتَّقِي مِنْ مُنْكَرٍ وَ نَكِيرٍ

در جوار او از آتش نمی‌ترسم

و از منکر و نکیر پروا نمی‌کنم

فَعَارٌ عَلَى حَامِي الْحِمَى وَ هُوَ فِي الْحِمَى

إِذَا ضَلَّ فِي الْبَيْدَاءِ عِقَالُ بَعِيرٍ

بر حامی قرقگاه ننگ است که در عرصه حمایتش

حتی در بیابان قرقگاهش افسار شتری گم شود